تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
١١ - « پايه هاى اساسى و اصل موضوعهاى ضرورى براى هر علمى كه حقيقتا بار آور باشد ، بر « منطق » بنا ن مى شود ، بلكه بر اين واقعيت تكيه دارد كه يك عالم خارجى موجود است كه وجود آن كاملًا مستقل از وجود ما است . تنها از راه فرمان مستقيم خود آگاهى خود ما است كه مى دانيم چنين جهانى موجود است ، و اين خود آگاهى را از لحاظى مى توان همچون حس خاصى تصور كرد . ممكن است بعضى از اين هم پيشتر بروند و بگويند : كه خود آگاهى هر كس اين جهان را به صورت خاصى براى او مى سازد و به آن مى ماند كه ما در برابر خود عينكهايى برنگهاى مختلف داشته باشيم .
به همين جهت است كه هنگام بحث در بارهء نمودهاى طبيعى اين حقيقت را بايد در نظر بگيريم : نخستين و مهمترين صفت هر راه تفكر علمى بايد آن باشد كه ميان اشياء خارجى ملاحظه شده و خصوصيت شخص آن كسى كه عمل ملاحظه به وسيلهء او انجام مى پذيرد ، تفاوت روشن و واضحى قائل باشيم . » [١] ١٢ - « . . . در دستگاه آهنگدار فيزيك نسبيتى رسمى ، فرضيه كوانتوم به تازگى پريشانيهايى ايجاد كرده ، و هنوز كسى نمى تواند بگويد كه اين فرضيه چه تأثيرى در صورت بندى قانون عليت خواهد داشت . ظاهراً لزوم تغييراتى احساس مى شود ، ولى من مانند بسيارى از علماى فيزيك عقيده دارم كه در پايان كار ، فرضيهء كوانتوم با معادلاتى نمايانده خواهد شد كه قانون عليت را به صورت دقيقتر و صحيحترى نمايش دهد . » [٢] ١٣ - « من صلاحيت كامل ندارم كه در اين رشته از علم چنان كه بايد سخن بگويم ، با وجود اين در بيان اين نظر هيچ گونه ترديدى ندارم كه حتى در مسائل بسيار بغرنجى مانند مسئلهء توارث هم علم زيست شناسى رفته رفته به پذيرفتن فرض كليت قانون عليت نزديك مى شود .
[١] همان مأخذ ، ص ١٩٤ و ١٩٥ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٠٠ . .