تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٢ - تفسير ابيات
حقايق متاصل بوده باشند . به اضافهء اين كه اگر چه جلال الدين در بعضى از ابيات مثنوى تعدد عقل را مطرح كرده است ، ولى معلوم نيست كه مقصودش همان عقول عشرهء فلاسفه بوده باشد . بعض ديگر از محققين مى گويند : مقصود از عقل اول پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و از عقل دوم امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام است و جلال الدين با اين بيت مى خواهد بگويد : منصب ولايت و امامت بايد از مقام والاتر به ولى و امام بخشيده شود ، نه از مقامات پايين تر . و كلمهء » گنده « در مصرع دوم با ضم است كه بمعناى درشت شدن است .
اين مطلب اگر چه در جايش اصلى صحيح است ، ولى با ملاحظه پيش و پس بيت قابل تطبيق به گفتهء مزبور نمى باشد .
به نظر مى رسد وجه صحيح بيت همان است كه در نسخهء رمضانى و نيكلسون و غيره ديده مى شود ( نفس اول . . ) .
بنا بر اين دو احتمال در بيت وجود دارد كه ما به طور اختصار متذكر مى شويم .
احتمال يكم - مقصود از نفس اول نفس كلى جهان هستى باشد ، مانند عقل كلى در مقابل عقول جزئى . اين احتمال بسيار دور به نظر مى رسد ، زيرا در ابيات مثنوى آن اندازه كه به عقول كلى و عقل كل و روح كلى و جان كلى اهميت داده شده است ، نفس كلى مورد اعتنا قرار نگرفته ، به اضافهء اين كه تعبير نفس اول كه به معناى خود اول جهان هستى باشد بسيار نامانوس مى نمايد .
احتمال دوم - مقصود از نفس اول طبيعت و خميرهء اولى انسانى است كه از ماده و حيات ابتدايى سرشته شده و همواره ميل به پستى و حيوانى دارد ، اين طبيعت و خميره است كه نفس دوم ، يعنى خود طبيعى ساخته شده از آن طبيعت و خميره را تحت تأثير قرار مى دهد ، چنان كه دم ماهى در بزرگى يا گنديدن تابع سر ماهى است .