تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٩ - تفسير ابيات
است ، چون هيچ كس در هيچ حالى از علم خدا به كار و وضعى كه در آن قرار گرفته اطلاعى نداشته است .
خود خداوند هم نه به وسيلهء عقل و وجدان و نه به وسيلهء پيامبران عظام كوچكترين دستورى نداده است كه پيش از اقدام بكار ، اولًا شاگرد خدايى كنيد ، يا اولًا خود خدا باشيد و بدانيد كه مقتضاى علم او چيست و آن گاه شروع بكار كنيد چقدر عالى گفته است جلال الدين :
آن كه روزى نيستش بخت و نجات ننگرد عقلش مگر در نادرات
اين مسئله را در تفسير و نقد و تحليل دفتر پنجم مشروحاً مطرح خواهيم كرد .
تفسير ابيات انگيزهء هر پيشه و كارى اميد و شايد است ، انسان با همين انگيزه دنبال كار و كوشش مى رود و ناملايمات را متحمل مى شود و گردنش مانند دوك مى شود ، صبحگاه روانهء دكان مى گردد جز اميد و آرزو سرمايهاى ندارد . اگر به اين مردم بگوييد : شايد كه براى شما روزى مقرر نشده است ، كجا مى رويد ، چرا از محروميت نمى هراسيد ؟ شايد در سر نوشت ازلى براى شما محروميت ثبت شده است ؟ بدون توجه به اين احتمالات و وسوسه ها و بدون كوچكترين سستى راه مى افتند و براى به دست آوردن روزى دنبال كار و كسب مى روند .
بلكه پاسخ قانع كنندهاى هم به سؤال كننده مى دهند و مى گويند : اگر چه ترس محروميت وجود دارد ، اما در تن پرورى و بىكارى اين خطر بيشتر احساس مى شود . در كوشش اميد بيشترى به موفقيت مى رود . حال كه در امور دنيوى با احتمال موفقيت به كوشش و جستجو مى پردازى ، چرا در امور دينى ترس احتمالى آسيب و زيان دامنت را مى گيرد و نمى گذارد توشهاى براى روحت تهيه نمايى ؟ مگر اى كاهل نادان رونق بازار دين را به وسيله پيامبران و اولياء الله نديدى ؟ كه از اين تجارت و به دكان رفتن بچه معادن عالى و پر قيمت دست يافتند و چه سودهايى كه از اين