تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٨ - تفسير ابيات
نامى از دادگران جوامع بشرى مانند على بن ابى طالب عليه السلام برده مى شود ، گويى همين امروزها از دادگرى آنان بهره مند هستند .
تفسير ابيات حضرت داود عليه السلام اعلان مى كند كه اى مردم ، اكنون موقع آشكار شدن راز پنهانى اين مرافعه فرا رسيده است . همگى برخيزيد و به سوى صحرا رهسپار شويد ، تا به شما اثبات كنم كه حق از آن كيست . همگى برويد به آن صحرا .
درختى برومند و پر شاخ و برگ در آن جا وجود دارد و در اطراف آن درخت جمع شويد .
اى ياران من ، من از بيخ آن درخت بوى خون استشمام مى كنم . آرى -
((٢٤٤٦)) خون شده است اندر بن آن خوش درخت خواجه را كشته است اين منحوس بخت
اين تبه كار ( مدعى گاو ) بردهء پدر اين فقير بوده و او را كشته و تمام اموالش را بيغما برده است ، اين فقير بىنوا كه فرزند آن خواجه است ، در موقع بروز آن جنايت كودك نوزادى بوده و هيچ گونه اطلاعى از آن حادثه ندارد . حلم و صبر خداوندى تا امروز پرده بر روى جنايت اين تبه كار كشيده بود ، ناسپاسى او بود كه حتى از باز ماندگان بىنواى خواجه كوچكترين تفقدى هم نكرد ، نه در اعياد حالشان را پرسيد و نه لقمهاى بان آزادگان بخشيد . با اين حال اين مطرود درگاه خدا براى يك گاو اين همه عربده و فرياد مى زند اين تبه كار با دستخويش پرده از روى گناهش بر داشت . و الا خداوند مى خواست راز او پوشيده بماند .
در اين دنياى تزاحم و تصادم كافر و فاسق خودشان از روى كردارهاى زشتشان