تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
يعنى به آن چه كه آزادى و اختيارى است واقعى ، نه آن چنان كه كسانى با در هم آميختن نظرگاههاى دوگانهاى كه ما از هم متمايز ساختهايم دعوى مى كنند ، ظاهرى و مجازى .
آن كه پيش از مشخص كردن نظر گاه خويش ، در بارهء آزادى » واقعى « اراده از خود جويا مى شود ، در حكم كسى است كه بپرسد ديوار سمت راست همان تالارى كه پيشتر يادش رفته » در واقع « كدام است .
پس به طور خلاصه بايد گفت كه اراده چون از برون بدان نظر شود ، موجب على است . اما اگر از درون در نظر گرفته شود آزاد است ، توجه به اين نكته مشكل را حل مى كند ، مشكلى كه فقط از در هم آميختن دو نظر گاه مانعة الجمع ناشى مى شود ، بنا بر اين سر و كار ما با مسئلهاى كاذب است امروزه اين گفته شايد هنوز مورد ايراد باشد ، اما ترديدى ندارم كه بمرور زمان همه ناگزير از پذيرفتن آن خواهند بود ، بسا مثالهاى ديگر نتايج ناگوارى را كه ممكن است از مخلوط كردن دو نظر گاه متضاد ناشى گردد بر ما ثابت خواهد كرد .
باز چند كلمهاى در حالت ديگرى كه در آن غالبا چنين اشتباهى پيش مى آيد سخن خواهيم گفت و آن مخلوط كردن دو زمينه علمى و مذهبى است . حتى اگر دانش و مذهب به شناسايى وجود حكمتى مقرون به قدرت مطلق كه بر عالم حاكم است منجر شوند ، باز اين حقيقت به قوت خود باقى مى ماند كه مبدا حركت و روشهاى آن دو از ريشه و بن با هم فرق دارند و ما براى كسب نتايجى صحيح و معتبر در باره مسئلهاى معلوم ، بايد مراقب باشيم كه درست همان نظر گاهى را كه براى مطالعه آن مسئله مناسب است برگزينيم و بر روى آن استوار بمانيم ، چه بسا كه اين اقتضا نديده گرفته مى شود و غالبا اتفاق مى افتد كه از نظر گاهى بر نظر گاهى ديگر مى پرند خواه از راه قاطى كردن ملاحظات اخلاقى و مذهبى يا بررسى مسائل خصوصاً علمى ، خواه با تفسير يك برون يابى معكوس ، شايد مثال حالت اول تلاشى است كه به تازگى در