تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
مطلق در طبيعت بىجان با قوانين و اصول علم فيزيك ناسازگار است .
تنها مسئله اين نيست كه هر كردارى در تحت تأثير انگيزه هايى است كه آن را سبب مى شوند ، بلكه هر فعلى كه صادر مى شود در خط مشى آينده نيز تأثير دارد . به اين ترتيب ، در مبادلهء انگيزه با فعل ، يك رشتهء بىپايان از حوادث پيدا مى شود كه در زندگى روانى يكى پس از ديگرى قرار مى گيرد ، و در اين تسلسل هر حلقهء زنجير نه تنها با حلقهء سابق متصل است ، بلكه با حلقه هاى بعدى نيز ارتباط دارد » . [١] ١٥ - « با آن كه بخت و معجزه ، به معنى مطلق اصولا از دايرهء علم بيرون است ، مع ذلك امروز علم ، شايد بيش از هر زمان ديگر با اعتقاد پر دامنهاى به معجزه و جادو رو به رو است .
چنين اعتقادى ، كه در اعصار گذشته جهان گير بوده ، با گذشت قرنها صورتهاى گوناگون به خود گرفته است . و اين بدان معنى است كه از علم مكرر در مكرر خواسته شده است تا براى واقعيتهايى كه تودهء مردم آنها را در پرتو بعضى معتقدات تعبير و تفسير مى كردهاند توضيح عليتى بدهد . اعتقاد به معجزه در تاريخ فرهنگى نوع بشر عامل مهمى است . سبب پيدايش خوشبختيهاى فراوان شده و مردمان شريف را به كارهاى بزرگ قهرمانى وا داشته است . ولى در آن جاها نيز كه اين اعتقاد به تعصب و قشريگرى انجاميده ، سبب كارهاى بسيار بد شده است .
با پيش رفت عظيم علم فيزيك در زمان ما و گسترش سودمند آن در حيات ملتهاى متمدن ، چنان انتظار مى رود كه يكى از نتايج علم اين بوده باشد كه اعتقاد به معجزه را محدود كند . ولى ظاهراً اين كار را نكرده است . [٢] ١٦ - « . . . واقعيت اين است كه در جهان اندازه ناگرفتنى فكر و ماده يك نقطه وجود دارد كه علم ، و بنا بر آن روش عليتى پژوهش ، نه تنها از لحاظ علمى منطقى نيز قابل تطبيق نيست ، و بلكه هميشه غير قابل تطبيق خواهد ماند ، اين نقطه
[١] همان مأخذ ، ص ٢١٤ و ٢١٥ و ٢١٦ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٢٣ و ٢٢٤ . .