تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - وخامت حال آن مرغ كه ترك حزم كرد از حرص و هوا
او با آن آگاهى و عاقبت بينى كه به دست آورده است ، از احتياط خشنود و احتياط هم از او خشنود مى گردد ، تو هم اى انسان ، اگر تدبير و عزم و تصميمى داشته باشى ، راه اين پرندهء آگاه و عاقبت بين را بر گزين .
در طول عمرت بارها در دام طمع افتاده و حلق خود را بلبهء تيغ نابودى سپردهاى .
باز آن خداوند مهربان و توبه پذير آزادت ساخته و درونت را شاد كرده است ، خداوند فرمود : « ان عدتم عدنا » اگر بكارهاى زشت تان بر گرديد ، ما هم به كيفر دادن بر مى گرديم . ماييم كه كارها را با نتايج آنها جفت كردهايم . اصل رابطهء جفت بودن هم همين است كه اگر يكى را با خود داشته باشى ، آن ديگرى هم با تو خواهد بود .
ما اعمال آدمى را با اثر و نتيجه اش جفت ساختهايم ، لذا يكى در دنبال ديگرى خواهد بود . اگر راه زنى از دو همسر ، شوى را بربايد ، بدون ترديد همسر ماده در جستجوى شوى خود بدنبالش خواهد آمد .
پس از آن كه خداوند توبه پذير نجاتت داد -
((٢٨٧٦)) بار ديگر سوى اين دام آمدى خاك اندر ديدهء توبه زدى
باز خداى كريم و توبه پذير گره تو را باز كرد و فرمود : از اين پرتگاه فرار كن و ديگر قدم به اين طرف مگذار .
بار ديگر پروانه فراموش كار خود طبيعىات جان بىنوايت به طرف آتش كشيد .
اى پروانهء نگون بخت بس است ، اين قدر فراموش كار مباش ، اين قدر در ترديد و شك غوطه مخور ، آخر نگاهى هم به پرهاى سوخته ات بينداز .
وقتى كه از يك آتش نجات پيدا كردى ، سپاسش آنست كه ديگر به سوى آن دانهاى كه دام بان پيچيده است ميل نكنى ، باشد كه به جهت آن سپاس گزارى ،