تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٨ - ٦ - تا دوم بار زاييده نشويد نمى توانيد معناى عليت را كاملًا بفهميد
مى آورد ، مسلم است كه آگاهى به خود جهش بسيار با اهميت است كه انسان از زمينهء ناخود آگاهى صورت مى دهد ( گو اين كه خود همين آگاهى به خود هم به جهت اختلاف و تنوع « خود » و حقارت و عظمت آگاهى بسيار گوناگون مى باشد ) .
اين آگاهى به خود اولين نقطهء فاصله ايست كه انسان از گرداب طبيعت به دست مى آورد . پس از آن كه « خود » براى انسان ، آگاهانه مطرح شد ، با ملاحظهء غلط اندازى لذايذ و رنجها و احساس نادانى و ناتوانايىها گام دوم را در اصلاح « خود » مفروض كه مورد آگاهى او قرار گرفته است ، بر مى دارد . اين است جهش دوم يا به اصطلاح جلال الدين زاييده شدن دوم انسان .
در اين تولد چشم بدنياى « خود » گشوده مى شود و اصول و حقايق انسانيت كه به وسيلهء عقل سليم و وجدان پاك آماده شده است ، مانند دستهاى مادر پر عاطفه گهوارهء اين » خود نوزاد « را بحركت در مى آورد آن گاه اين » خود نوزاد « در مسير رو به بلوغ بارها زاييده مى شود و هر بار با زاييده شدن مجدد حالت قبلى او منفى مى گردد اين زاييده شدنها را جلال الدين به طور اجمال در ابيات زير بيان مى دارد :
از جمادى مُردم و نامى شدم وز نما مردم ز حيوان سر زدم مُردم از حيوانى و آدم شدم پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم حملهء ديگر بميرم از بشر تا بر آرم از ملايك بال و پر وز ملك هم بايدم جستن ز جو كل شىء هالك الا وجهه بار ديگر از ملك پرّان شوم آن چه اندر وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم انا إليه راجعون
مسلم است كه نظر انسانى با هر يك از زاييده شدنهاى فوق نه تنها در بارهء قانون عليت ، بلكه در بارهء همهء قوانين هستى تغيير مى يابد ، زيرا حقيقت جهان هستى در نظرش دگرگون مى گردد .