تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
بنا بر اين لازم مى آيد كه معادلهاى دقيق و ميكانيكى بين انرژى جسمى و انرژى روحى وجود داشته باشد ، اما براى اندازه گيرى انرژى روحى هيچ روشى در اختيار نداريم .
اگر بگوييم فرايندهاى جسمى همچنان كه نسيمى مى تواند بهمنى را براه اندازه يا جرقهاى ريز انفجار انبار باروتى را سبب شود ، جز آزاد ساختن انرژيهاى روحى كارى نمى كنند از اشكال طفره رفتهايم ، اما اين توضيح مسئله را كاملًا حل نمى كند چه انرژى كه سبب براه افتادن فرايندى روحى مى شود هر اندازه هم نسبت به انرژى آزاد شده كم باشد باز چيزى هست اگر چه مقدار آن به خردى يك اتم باشد ، حتى سبكترين نسيم و ريزترين جرقه انرژيى بيشتر از هيچ دارند و همهء اشكال مسئله در همين جاست . اما نيروهايى هستند كه بدون كمترين مصرف انرژى اثر معينى دارند . در مثل نيروى مقاومت ناشى از صلب بودن ريلهاى راه آهن ، مقاومتى كه قطارى را وادار مى كند در امتداد قوس خط سير كند ، بىآن كه اتلاف انرژى در كار باشد . مى توان فرض كرد كه انرژى فكرى نيز از حيث هدايت فرايندهاى جسمى در مغز وظيفه مشابه ريلهاى راه آهن دارند ، اما در اين جا نيز مشكلاتى جدى خود نمايى مى كند . در واقع ، فيزيولوژى كنونى مغز نشان مى دهد كه فهم رضايت بخش جريان فرايندهاى فيزيولوژيكى بدون دخالت دادن انرژى روحى خاصى امكان دارد چنين نحوهء دركى از آئين توازى فاصله مى گيرد ، آيينى كه بر عكس نظريهء عمل متقابل اين را مى پذيرد كه پديده هاى روحى و پديده هاى جسمى مستقل از يكديگر ، هر كدام بر طبق قوانين خاص خود و بدون مداخلهء متقابل جريان دارند . رسيديم بر سر اين كه ارتباط دو دستهء پديده كه تا به اين اندازه ناهمسانند چگونه بر قرار مى شود و تا چه حد احيانا وجود نوعى هم سازى پيشين مطرح است . نكته ايست كه همچنان در پس پردهء اسرار است ، بنا بر اين آئين توازى نيز چندان رضايت بخش نيست ، اما براى غور در مسئله مى پرسيم كه از انرژى روحى چه مى دانيم ؟ و در كجا و در چه