تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
را جز با ادراكهاى حسى خود در نمى يابيم و هرگز نخواهيم توانست عنصر خصوصاً انسانى آن را كاملًا حذف كنيم با اين همه ، كاميابيهاى بسيار پژوهش علمى هر چه باشد بما اجازه مى دهد چنين فكر كنيم كه لااقل به اين هدف نزديك مى شويم و اين اميد را در ما قوت مى بخشد كه روز بروز بكنه نظام حكمت مطلقه كه بر طبيعت فرمانرواست نزديكتر شويم » [١] ٣١ « در مسئلهء وجود و ماهيت قدرتى برين و حاكم بر عالم ، ميان مذهب و دانش مشترك است ، و در اين موضوع جوابها لااقل تا حدى مقايسه پذيرند ، به هر حال اين پاسخها با هم تناقض ندارند ، بلكه در قبول نظامى معقول در جهان كه مستقل از ايشان باشد هم داستانند هم چنين در اين نظر كه نظام مذكور مستقيما شناختنى نيست ، و ما تنها مى توانيم بطريق غير مستقيم آن را در يابيم يا بگواهى دل حس كنيم . مذهب براى آن كه ما را به اين حقيقت دلالت كند ، از شعائر خاص خود كمك مى گيرد و علوم طبيعى آن را در كران افق اندازه گيريهاى مبتنى بر گواهى حواس ، كشف مى كنند ، بنا بر اين هيچ چيز ما را از آن باز نمى دارد كه اين هر دو قدرت اسرار آميز ، يعنى نظام جهان علوم طبيعى و خداى مذهب را يكى بدانيم . نياز ما به معرفت كه در جهت ديد همگنى از جهان سير مى كند ، بيشتر يك چنين اين همان سازيى را از فكر ما خواستار است . در اين ديد ، الوهيتى كه انسان مذهبى مى كوشد به ترجمانى شعائر خود در نظر آورد ، يا قدرتى طبيعى كه دانشمند به ميانجى شهادت حواس خود تا حد معينى با آن آشنايى دارد ذاتا همسان مى نمايد . [٢] ٣٤ » اين فرق با نقشهاى متمايزى وفق دارد كه مذهب و دانش در زندگى انسان ايفا مى كند . دانش براى شناختن ضرور است و مذهب براى عمل كردن : ادراكات حسى ما تنها پايه هاى استوار معرفت ما هستند ، براى پرس و جو از طبيعت ، مرد
[١] همان مأخذ ، ص ١٧٤ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٧٥ و ١٧٦ . .