تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٧ - آيندهء مسئلهء خودكشى
اگر متفكرين بىوجدان همچنان به تناقض گويىهاى خود ادامه بدهند .
اگر آيندهء بشرى مانند گذشته اش قربانى بىدادگرى در توليد و توزيع مواد اقتصادى بوده باشد .
اگر بيرون كشيدن افراد از قلمرو روح و قرار دادن آنان در باد پاى محسوسات و ارزشهاى بىاساس ادامه پيدا كند و اصول و قوانين ثابت و اساسى جاى خود را به قضاياى سطحى و بايد و شايدهاى زود گذر و ساخته شدهء شرايط لحظهاى ، خالى كند و از حقيقت جهان و زندگى چيزى جز احساس قرار گرفتن اجبارى در قمابل نفس كشيدن و راه رفتن و كار اجبارى ، مشت آدمى را پر نكند .
مسئلهء خودكشى رفته - رفته وضع معمولى به خود گرفته بدون اين كه انسانها بتوانند به هدف حيات خود برسند ، خودكشى به آسانى جستن از اين طرف جوى باريك به آن طرف جوى تلقى خواهد گشت .
امروزه مسئلهء خودكشى براى كسانى كه در خارج از متن حيات جوامع زندگى مى كنند و با تصاحب يكى از عناوين پيش روى ، شيرينى و تلخى زندگى جمعيتها را در نمى يابند و همچنين براى عموم كسانى كه نه حياتى مى شناسند و نه از انسان اطلاعى دارند ، بىاهميت جلوه مى كنند و موقعى كه خبر يك خودكشى را در روزنامه مى خوانند ، يا اطلاعى از افزايش آمار خودكشى پيدا مى كنند ، شانه ها را به بالا انداخته و به اين جمله قناعت مى ورزند كه :
آرى جامعهء صنعتى معبدى است كه قربانى مى خواهد و اين حقيقت را درك نمى كنند كه به اضافه اين كه در مقابل پژمرده و نابود شدن گلهاى شكوفان خليفة الله بىاعتنايى مى كنند .
مقدمات تساوى زندگى و مرگ اختيارى را و لو براى افرادى كه زندگى براى آنان طعم عالى حيات دارد ، آماده مى كنند .
نكند اين بىاعتنايان به زندگى كه براى بعضى از ساده لوحان مردم سست