تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
هر انكار ارزش زندگى انكارى از انديشهء بشرى است ، و بنا بر اين در آخرين تحليل نه تنها انكار شالودهء حقيقى علم است بلكه انكار دين نيز هست .
گمان من اين است كه بيشتر دانشمندان با نظر من موافقند و دست خود را به عنوان موافقت با اين امر كه انكار گيرى ( نهيليسم ) دينى مخرب علم نيز هست بلند خواهند كرد .
هرگز تضاد واقعى ميان علم و دين پيدا نخواهد شد ، چه يكى از آن دو مكمل ديگرى است .
هر شخص جدى و متفكر ، به عقيدهء من ، به اين امر متوجه مى شود كه ، اگر بنا باشد تمام نيروهاى نفوس بشرى در حال تعادل و هماهنگى با يكديگر كار كنند ، لازم است كه به عنصر دينى در طبيعت خويش معترف باشد و در پرورش آن بكوشد . و اين تصادفى نيست كه متفكران بزرگ همهء اعصار چنان نفوس دينى ژرف داشتهاند و لو اين كه چندان تظاهرى به ديندارى خود نكردهاند .
از همكارى فهم با اراده است كه لطيفترين ميوهء فلسفه پيدا شده كه همان ميوه علم اخلاق است .
علم بر ارزشهاى اخلاقى زندگى مى فزايد ، از آن جهت كه عشق به حقيقت و قدسيت را با خود مى آورد ، عشق به حقيقتى كه تلاش دائم براى رسيدن به معرفت صحيحترى از جهان مادى و معنوى پيرامون ما متجلى مى شود ، و قدسيت از آن جهت كه هر پيش رفت در معرفت ما را با سر وجودمان روبه روى يكديگر قرار مى دهد . » [١] ١٩ - مورفى : آيا تصور مى كنيد كه علم بتواند جاى دين را بگيرد ؟ پلانك : تا وقتى كه شكاكى وجود دارد ، نه ، زيرا علم نيز نيازمند روحى باور كننده است ، هر كس كه به صورت جدى وارد در مرحله علم است ، اين را مى داند كه بر سر در معبد علم اين جمله را نوشته است كه :
[١] همان مأخذ ، ص ٢٣٤ و ٢٣٦ . .