تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩١ - ١ - مرگ از ديدگاه جلال الدين
در آيد : -
او همى خواهد كزين ننگين قفس صد قفس باشد بگرد اين قفس [١]
تا با آن قفس مشغول شود و ديده گانش به فضاى باز خيره گردد .
اين مردم وحشت زده از مرگ را به جوينده آب هم مى توان تشبيه كرد :
مرگ او آب است و او جوياى آب مى خورد و الله اعلم بالصواب [٢]
اى آنان كه زبونى و پستى سر تا سر زندگانى تان را تباه ساخت و نتوانستيد ، بزندگانى نورانى و واقعى نايل شويد ، بكوشيد روزگار باقى مانده را از طعم حيات بخش زندگى بهره ور گرديد ، باشد كه بتوانيد چشم از اين دنيا مردانه و آزادانه ببنديد . [٣] ١ - مقدار رسميت بحث از مرگ در علوم و فلسفه [٤] در اين مقدمه كه عبارت از بررسى مقدار رسميت بحث از مرگ در علوم و فلسفه است ملاحظهء دو مسئلهء مختصر و در عين حال خيلى با اهميت لازم و ضرورى به نظر مى رسد :
يك - اين كه شناسايى هر حقيقتى براى دانشمند يا فيلسوف هنگامى به طور صحيح و كامل امكان پذير مى گردد كه مفهوم مقابل آن حقيقت نيز به طور روشن درك شود ، از روزگاران كهن جملهء معروف ( اشياء را با اضداد آنها مى توان شناخت ) در تمامى معارف ما ، مورد تصديق قرار گرفته است ، بلكه مى توان گفت از جنبهء اپيستيمولوژى هر روز به استحكام علمى و فلسفى جملهء مزبور افزوده مى گردد و امروز به عنوان يكى از مسائل مربوط به قانون تكاپوى اضداد معرفى مى گردد .
و ما اين مبحث را به طور مشروح در مجلد ششم از مجلدات تفسير و نقد و تحليل مثنوى بررسى كردهايم .
[١] دفتر سوم ، ص ٢٠١ بيت ٥ تا ١١ . .
[٢] دفتر سوم ، ص ٢٠٠ بيت ٤ . .
[٣] دفتر چهارم ، ص ١٢ بيت ٣٠٩ . .
[٤] مقدارى از اين مباحث مرگ در رسالهء كوچكى چاپ شده است . .