تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٦ - تفسير ابيات
و آفتاب و ستارگان را هم نبينيم .
نژاد ما خروسان هديه ايست كه خداوند براى مجهز شدن آدميان براى نماز فرستاده است . اگر ما نابهنگام بانگ بر آوريم و حى على الفلاح بگوييم ، فورا خون ما مباح مى شود .
آرى همهء خروسان انسان نما بانگهاى نابهنگام دارند . كسانى كه معصوم و از خطا و غلط بدورند ، جانهاى پاكى هستند كه گيرندگى وحى در آنان به وجود آمده است . غلام خواجه پيش مشترى بىنوا مرد و زيانش باو وارد گشت .
درست است كه خواجه مال را از حيطهء تصرف خود خارج و زيان را بديگرى وارد ساخت ، ولى اگر درست بنگرى خواهى فهميد كه آن ساده لوح خون خود را ريخت و جانش را از دست داد .
اگر او به همان زيان كوچك ( مرگ اسب ) ملتزم مى شد ، آن همه زيانها بر او وارد نمى گشت . بدين سان جسم و مال ما فداى جان ما است .
تو موقعى كه مورد كيفر قرار مى گيرى با پرداخت كيفر مالى جان خود را نجات مى دهى ، تو بدان جهت كه در قلمرو قضاى الهى لال و راكد شدهاى ، مال را از داور داوران مى گريزانى و نمى دانى كه بجاى آن مال ، جانت در خطر سقوط خواهد افتاد .