تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٦ - تفسير ابيات
وجه عبرت گرفتن از اين حكايت و يقين دانستن ان مع العسر يسرا
آيه
وجه عبرت گرفتن از اين حكايت و يقين دانستن ان مع العسر يسرا
((٣٢٥٥)) عبرت است اين قصهاى جان مر تو را تا شوى راضى تو در حكم خدا
((٣٢٥٦)) تا كه زيرك باشى و نيكو گمان چون ببينى واقعهء بد ناگهان
((٣٢٥٧)) ديگران گردند زرد از بيم آن تو چو گل خندان گه سود و زيان
((٣٢٥٨)) ز انكه گل گر برگ برگش مى كنى خنده نگذارد نگردد منثنى
((٣٢٥٩)) گويد از خارى چرا افتم به غم خنده را من خود ز خار آورده ام
((٣٢٦٠)) هر چه از تو ياوه گردد از قضا تو يقين دان كه خريدت از بلا
((٣٢٦١)) ما التصوف ؟ قال وجدان الفرح فى الفؤاد عند اتيان الترح
((٣٢٦٢)) آن عقابش را عقابى دان كه او در ربوده موزه را ز ان نيك خو
((٣٢٦٣)) تا رهاند پاش را از زخم مار اى خنك عقلى كه باشد بىغبار
((٣٢٦٤)) گفت لا تأسوا على ما فاتكم ان اتى السرحان و اردى شاتكم ليك گفت آن فوت شد غمگين مشو ز انكه گر شد كهنه آيد باز نو گر بلا آيد تو را اندُه مبر ور زيان بينى غمِ آن را مخور
((٣٢٦٥)) كان بلا دفع بلاهاى بزرگ و ان زيان منع زيانهاى سترگ راحت جان آمد اى جان فوت مال مال چون جمع آمد اى جان شد وبال
آيه « لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا ما أَصابَكُمْ وَالله خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ . » ٣ : ١٥٣ (١) ( تا به آن چه كه از دست شما رفته است و به آن چه كه به شما اصابت نموده است ، اندوهگين نباشيد ) .
« لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَالله لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ . » ٥٧ : ٢٣ (٢)
(١) سوره آل عمران ، آيهء ١٥٢ . .
(٢) سوره الحديد ، آيهء ٣ . .