تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - تفسير ابيات
خود از درك اين مسئله قناعت بورزند ، خدا را محكوم مى سازند و حتى آن وقاحت را كه حاضر نيستند به خودشان نسبت بدهند ، به خداوند بزرگ نسبت مى دهند .
تمام زندگى اين جبريون را تجزيه و تحليل و بررسى كنيد ، خواهيد ديد ، حتى يك لحظه هم آماده نيستند كه استناد كار زشت را به خود تحمل كنند ، زيرا زشت از آن جهت كه زشت است براى هيچ عاقل آگاه قابل پذيرش نيست و بهمين جهت است كه تمام قبايح و كثافت كارىها را از خود دور مى كنند و به خدا مستند مى سازند و قبح و كثافت خود را با اين استناد نابجا مى شويند .
خلاصه - اگر كارهاى پليد و ناروا قابل پذيرش بود ، هيچ كس جبرى نمى گشت ، و آنها را به خدا نسبت نمى داد . اگر واقعاً قتل نفس بىعلت و شعله ور ساختن آتش در دودمان بشرى كه تيمور لنگها و ناپلئونها صورت دادند ، قبيح است اين چه از بشر باشد و چه از خدا قبيح است ، بلكه از خداوند بىنياز و مهربان قبيحتر است ، زيرا با احتمال يك در ميليونها مى توان انسان را به جهت اشتباه و جهالت و اضطرار ( اگر چه در مثال فوق احتمال محال است ) معذور دانست ، اما خداوند دانا و بىنياز و مهربان كه مى فرمايد :
« إِنَّ الله لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ » ٤ : ٤٠ [١] ( خداوند باندازه ذرهاى ظلم نمى كند . ) از ارتكاب ظلم و قبيح چه عذرى مى تواند داشته باشد به نظر مى رسد جبر پرستهاى افراطى نه تنها ضد واقعيت را مرتكب مى شوند ، بلكه مبارزهاى با فلسفهء الهى انجام مى دهند ؟
تفسير ابيات منكرين پيامبران گفتند : اى نصيحت گران ، بس است ، اگر در اين ده آدمى وجود دارد ، گفته هاى شما كافى است .
ما گفته هاى شما را نخواهيم پذيرفت ، زيرا خداوند به دلهاى ما قفل زده و
[١] سوره لنساء ، آيهء ٤٠ . .