تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - تفسير ابيات
ساييدند و مى گفتند : اى پيامبر خدا ، ما را عفو فرما ، زيرا -
((٢٤٩٤)) ما همه كوران اصلى بوده ايم و آن چه مى فرمودهاى نشنوده ايم
ما از تو صدها عجايب ديدهايم ، معذرت ما را بپذير ، زيرا ما بينايى نداشتيم كه آن همه شگفتىها و معجزات را درك كنيم .
ما ديدهايم كه سه عدد سنگ با تو بسخن در آمده ، گفتند كه براى جنگ و پيكار با جالوت ما را با خود ببر : تو همان سه عدد سنگ را با فلاخن برداشته ، به پيكار صد هزاران دشمن رهسپار گشتى ، هر يك از آن سنگها صد هزار قسمت شده و هر يك دشمن خون خوارى را از پاى در آورد .
آهن سخت در دست تو مانند موم نرم گشت و از آن آهن زره ساختى . كوه هاى جامد هم با تو هم آواز گشته زبور مى خواندند .
بالاتر از اينها ، صد هزاران چشم دل را باز كردى كه آن دلها از دم الهى تو براى درك غيب آماده گشتند .
از همه قوىتر و بالاتر از هر معجزه كه دايمى تر از همه است ، بخشيدن زندگى حقيقى به انسانهاى مرده دل است كه جان همهء معجزات است سپاس خدا را كه -
((٢٥٠٣)) كشته شد ظالم جهانى زنده شد هر يكى از نو خدا را بنده شد