تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩ - تفسير ابيات
برو آيهء « ما خَلَقْتُ اَلْجِنَّ وَاَلإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » ٥١ : ٥٦ را بخوان ، خواهى ديد از آفرينش جهان ، مقصود جز عبادت چيز ديگرى نيست .
[ اگر بگوييد : پس چرا عبادت انجام نمى دهند ؟ ] پاسخ شما روشن است . اين مثال را توجه كن : مقصود از كتاب نشان دادن مقاصد عاليهء بشرى است ، با اين حال تو مى توانى همان كتاب را بالش نموده ، زير سر بگذارى و بخواب فرو روى ، با اين كه مقصود از كتاب بالش بودن نيست ، بلكه علم است و ارشاد است و سود .
اگر تو شمشير گران قيمت را به صورت ميخ در آورى ، مى توانى ، اما آن پيروزى را كه مى توانستى به وسيلهء شمشير به دست آورى از خود دور ساختهاى .
اگر چه هدف نهايى حيات بشرى دانش و هدايت است ، اما هر كسى براى خود معبدى دارد ، نهايت امر اين معبدها بسيار متنوع است ، معبد راد مردان الهى مورد اكرام خداوندى و معبد تبه كاران كثافت و بيمارى روانى است كه عمر خود را در آن مستهلك مى سازند ، مردم لئيم را بايد بكوبيد تا سر بمعبد حقيقى فرود آورند ، اما راد مردان را اكرام كنيد تا در عوض به شما نيكى كرده بتوانيد از ثمرهء آنها برخوردار شويد .
خلاصه خداوند براى هر دو نوع انسان معبد آفريده است ، لئيمان را دوزخ و رشد يافتگان را بارگاه ربوبى .