تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٨ - نفس اماره ( جوشش عرايز حيوانى ) چونان سوسمار است كه با ديدن مزاحم به سوراخى مى رود و سر از سوراخ ديگر بيرون مى آورد
( به خدا پناه ببريد در مجاهدت با نفسهايتان ، زيرا نفس دشمنترين دشمنان شما است ) .
« اعدى عدوّك نفسك الَّتى بين جنبيك . » [١] ( دشمنترين دشمنانت آن نفس است كه ميان دو پهلويت قرار گرفته است ) .
« انّ من البيان لسحرا . » [٢] ( بعضى از بيانها سحر يا سحر آميز است . )
((٤٠٥٦)) يك نفس حمله كند چون سوسمار پس به سوراخى گريزد در فرار
((٤٠٥٧)) در دل او سوراخها دارد كنون سر ز هر سوراخ مى آرد برون
نفس اماره ( جوشش عرايز حيوانى ) چونان سوسمار است كه با ديدن مزاحم به سوراخى مى رود و سر از سوراخ ديگر بيرون مى آورد تشبيه بسيار جالبى است كه جلال الدين در بارهء نفس امّاره حيوانى و فعاليتهاى ماهرانهء آن مى نمايد . تشبيه فوق به مسائل متعددى قابل تحليل است :
١ - نفس آدمى دايماً در جوش و خروش و جويندهء اشباع است .
٢ - نفس آدمى هرگز به مرحلهء اشباع نخواهد رسيد زيرا مادامى كه موجود انسانى زنده است ، نفس آدمى اظهار گرسنگى و تشنگى به بر آورده شدن خواسته هاى خود نموده و هرگز احساس سيرى نخواهد كرد .
٣ - با روبرو شدن با موانع عقلانى و وجدانى و اجتماعى دست از كار خود
[١] كنوز الحقائق ، ص ١٤ . .
[٢] سفينه ، ج ١ ص ٦٠٤ . .