تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٣ - روح مردان الهى پرتو افكنىها دارد كه حتى در درون همنشينشان هم منعكس مى گردد
((٣٢٥٠)) گفت دور از تو كه غفلت از تو رست ديدنم از غيب را هم عكس توست
((٣٢٥١)) مار در موزه ببينم در هوا نيست از من عكس توست اى مصطفى
روح مردان الهى پرتو افكنىها دارد كه حتى در درون همنشينشان هم منعكس مى گردد هر گونه شگفتى كه در دنيا مى شنويد . اولًا در اين باره بينديشيد كه منشا بروز آن شگفتى چيست ؟ اگر ديديد منشا آن موضوع بهت انگيز موجودات غير انسانى است بدقت بيشترى بپردازيد . از عوامل و شرايط آن موضوع جستجو كنيد و چنين فرض كنيد كه شما با يك خلاف قانونى روبه رو شدهايد .
آن قدر فحص و كوشش كنيد ، تا موضوع چهرهء واقعى خود را به شما نشان بدهد .
اما اگر آن موضوع شگفت انگيز را از فرد انسانى ديديد ، به جهت وسعت و عمق و عظمت روح انسانى آن را انكار نكنيد ، چنين تلقى كنيد : كه در بارهء موجود انسانى چنان چيزى امكان پذير است .
اين تسليم ، پذيرش خلاف قوانين هستى در نوع انسانى نيست ، جهان انسانى قابل مقايسه با جهان سنگ و كلوخ و درخت و آب نيست . انسان موجوديست برتر از طبيعت ، لذا قوانين و خواصش هم برتر از طبيعت مى باشد .
اين كه جلال الدين مى گويد : انعكاسى از دل مردان الهى در درون ديگران ايجاد مى شود با نظر به عظمت فعاليت و گيرندگى روح كاملًا درست و قابل لمس است . در آن موارد كه راهرو واقعى با دل پاك و با محض گيرندگى با روح بزرگ رهبر در حال تماس واقع مى شود ، گاهى به وسيلهء نگاه رهبر ، گاهى با يكى از حركاتش كه بديگران قابل اعتنا نيست ، گاهى با يك جمله كه از دهانش بر مى آيد ، حقايقى در درون راهرو شكوفان مى گردد كه با صدها انديشه و منطق امكان پذير نيست .