تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - مسئلهء دوم
مى تواند هنر به معناى عمومى ، ثروت ، مقام ، زيبايى ، عدالت اجتماعى ، رفاه انسانها ، دانش به طور عموم ، دانش مخصوص ، شهرت ، هوى و هوس ، اصول عالى انسانى ، شخصيتهاى بزرگ . . . بوده باشد .
بشمرد دانايان انسان بين و ارباب شعور روح پرستش را ز طبع خاص انسان فكور اين آب شيرين در رگ او مى رود تا نفخ صور گه در زمين قابلش ريزد گهى در خاك شور در شوره زارش خس به باغش لاله حمراستى
موضوعات فوق مشغوليتهايى است كه احساس تشنگى به پرستش معبود واقعى را مختل مى سازد ، نه اين كه آن را فرو نشاند ، بعضى از آن موضوعات مى تواند مقدمهء پرستش عالى روحى بوده باشد ، مانند دانش و اعتقاد به تحقق عدالت اجتماعى و بهره بردارى منطقى از شخصيتهاى بزرگ ، ولى پرستش حقيقى تا موضوع خود را به عنوان عالىترين موضوع تلقى نكند ، هرگز اشباع نخواهد گشت ، اين موضوع خدا است و بس .
مسئلهء دوم - آيا در صورتى كه انسان از پرستش واقعى روىگردان شود ، خداوند او را به پرستش موضوعات پست وادار مى سازد ؟ از دو بيت مورد تحليل جلال الدين چنين بر مى آيد كه خداوند اين كار را كرده است و مى گويد :
((٢٩٩٨)) آن چنان كه حق ز لحم و استخوان از شهان باب صغيرى ساخت هان
((٢٩٩٩)) اهل دنيا سجدهء ايشان كنند چون كه سجدهء كبريا را دشمنند
ولى اين مضمون بايد مورد دقت قرار بگيرد ، زيرا خداوند متعال جهان و انسانى آفريده است ، او به هيچ يك از موجودات دو قلمرو رنگ معبودى نزده است ، او همواره به وسيلهء پيامبران عظام و وجدان و عقل آدمى وحدت معبود را ابلاغ فرموده