تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٨ - تفسير ابيات
را به جز نور دين فرو نمى نشاند . تا به نعمت نور ايمان دست نيابى ، هرگز ايمن منشين ، زيرا كه آتشى كه در زير خاكستر پوشيده شده است ، با حركت كوچكترين بادى نمايان مى گردد و شعله ور مى شود .
نور ايمان مانند آب است كه مى تواند آتش را فرو نشاند ، طبيعت آب چنين است كه آتش را بكشد ، پس سوى مرغابيان درياى الهى رهسپار شو ، تا ترا به آب حيات رهنمون گردند ، مرغ خاكى و مرغ آبى در ظاهر بدن به هم مى مانند ، لكن در باطن دو ضدند و مانند آب و روغنند .
هر يك از آن دو نوع مرغ بنده و تابع اصل خويش مى باشند ، اما شباهت آن دو نوع به يكديگر ، ترا نفريبد ، طريق عقل و وجدان آن است كه هرگز احتياط را از دست ندهيد . چنان كه وسوسه ، و وحى الهى ناشى از عالم الست ، هر دو صورت معقول دارند . ولى ميان آن دو تفاوت زيادى است هر دو پديده مزبور مانند دلالان بازار درون آدمى ، متاع خود را توصيف و تعريف مى كنند ، اگر تو صراف ماهر دنياى قلب و انديشه شناسى ، ميان اين دو نوع فعاليت مغزى ، مانند دلال زبر دست تفكيك كن ، اگر قدرت آن را نداشتى كه ميان آن دو نوع انديشه تفاوت بگذارى ، با خود بگو فريب و دغلى در كار نيست ، همين تلقين از نيروى اخلاص ترا بهره ور خواهد ساخت . در اين نقطه حساس روحى ، هرگز شتاب مكن ، و با عجله راه تاريك و مبهم را مگزين . باشد كه جان تو در طوفان انديشه ها مستهلك نگردد ، خود و جان خود را در اين معامله بس خطرناك ، مغبون مساز .