تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩٠ - هرگز گمان نبريد كه در صحراى درون شما جز گياهان زهرآگين وسوسه ها چيزى نروييده است ، بلكه اگر دقت كنيد خواهيد ديد در درون شما پيش از آن زهرها ترياق شفا بخش تعبيه شده است
بتواند در بارهء آنها بىخيال بوده باشد .
اين وسوسه ها نوسانات و امواج اقيانوس درون آدمى است كه مى تواند كشتى روح او را در گرداب نابود كننده فرو برد و يا به ساحل نجات رهنمون گردد .
ما اگر بخواهيم در همه حال و در همهء شرايط تخيلات و سوسه هاى درونى را در درون خود منتفى بسازيم ، دست به كار بىهوده ، بلكه اقدام به كار خطرناكى نمودهايم ، زيرا با حساسيت افراطى به تخيل و وسوسه ، اين پديده ها خود را براى انسان به عنوان جريانات ضرورى يا شايستهء روان جلوه مى دهد ، در نتيجه با اين جلوه گرى حق به جانب ، پيكار مستقيم با وسوسه به شكستهاى جبران ناپذير منجر مى گردد .
مخصوصاً در آن هنگام كه محتواى وسوسه ها موضوعات خوشايند طبيعى يا روانى براى انسان بوده باشد ، مانند اين كه : من شايسته حيازت فلان مقام والا هستم ، اگر آن مقام را به دست بياورم ، هيچ گونه غرض ورزى نخواهم كرد . من در آن مقام چمشگير قدمها جامعه خواهم برداشت .
من با به دست آوردن آن مقام هرگز خود خواهى نخواهم داشت و نتيجه ٢ ٢ را ٧٣ نخواهم گفت .
وسيله ها و هدفها را ارزيابى نموده انتخاب وسايل را براى هدفهاى خود آگاهنه انجام خواهم داد .
حق و باطل را از يكديگر تفكيك خواهم كرد .
همهء مطالبى را كه در جملات بالا مى بينيم مطلوب و صحيح است ، اما بريا كسى كه زير بناى روانى او خود خواهى و مقام پرستى است ، همه آن مطالب وسوسه هايى است كه صورت آراستهاى دارد و مبارزهء مستقيم با چنين صورت آراسته با ساييده شدن روان منجر مى گردد .
بنا بر اين اولين چارهء ريشه كن كردن وساوس ، توجه به ارزش واقعى آن رشته از جريانات روانى است كه قابل تقسيم به وسوسه و انديشه صحيح و منطقى است .