تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٦ - تفسير ابيات
اهميت را حل و فصل كنند .
فرض مى كنيم كه ما با شناسايى عادت و لوازمش ، توانستيم پديدهء جوهر رسوب يافته را پيدا كنيم . آيا مى توانيم با اين حال حقيقت و ريشه هاى آن را هم درك كنيم ؟ حد اقل مى توان گفت : اين جوهرهاى رسوب يافته آن عادات پذيرفته شدهء روح هستند كه اصطلاحا آنها را عادت روانى مى گويند . اين گونه عادات روانى از آن قسم نيستند كه روح بتواند خود آنها را كشف و ارزيابى و در صورت مضر بودن اعتراف به امكان معالجه داشته باشد .
اين جوهرها مانند جزء يا پوست روح آدمى شدهاند كه تنها وجود خودشان را تثبيت نمى كنند ، بلكه جهان و انسان و بايستگىها و شايستگىهاى آن دو را هم تفسير و توجيه مى كنند .
تفسير ابيات اگر بخواهيم تفصيلات زيادى در بارهء نعمتهايى كه خدا به قوم سبا داده بود بيان كنم ، نمى توانم سخنهاى مهمى را كه بايد بگويم عرضه كنم .
خلاصه پيامبران مطابق دستور « فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ » ١١ : ١١٢ عمل كردند . وقتى كه ناشكرى قوم سبا از حد گذشت . غيرت الهى گريبانشان را گرفت .
سيزده پيامبر براى هدايتشان دست به كار شدند و راه را بگمراهان آن قوم نشان دادند و مى گفتند : اى مردم ، نعماى الهى براى شما فراوان شده است ، سپاسش گوييد و حق بندگيش را بجاى آوريد . اگر مى بينيد وسيلهء شكر گذارى ( زبان و قلب ) خوابيده است بيدارش كنيد و به حركتش بيندازيد . مگر نمى دانيد كه :
((٢٦٧١)) شكر منعم واجب آمد در خرد ور نه بگشايد در خشم ابد
كرامتهاى الهى را به بينيد . آيا كسى را ديدهايد كه از چنان نعمتهاى بزرگ بشكرى كفايت كند . چه خداى مهربانى نعمت سر و مغز و انديشه به آدمى مى دهد و به سجدهاى اكتفا مى كند . پاها را مى بخشد و يك نشستن براى ذكر به عنوان