تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
بيمارى اين لحظهء بحرانى تاريخ بر كنار بماند . ادعاى صحت و اعتبارى كه علم فيزيك دارد ، نه تنها از خارج اين علم مورد ترديد قرار گرفته ، بلكه حتى در داخل حوزهء اين علم هم روح پريشانى و تناقض آغاز به فعاليت كرده است .
و اين روحيه به صورتى برجسته در مورد مسائلى قابل مشاهده است كه به اساس قابليت آدمى براى پيدا كردن معرفت نسبت به واقعيت خارجى مربوط مى شود مثالى مى زنيم : تا كنون اصل عليت همچون اصل موضوعى در پژوهشهاى علمى مورد قبول بوده است ، ولى اكنون بعضى از علماى فيزيك بر آنند كه بايد از اين اصل دست بشوييم .
اين امر كه چنين عقيدهء عجيب و غريبى در محافل علمى مسئول ابراز شود ، مايهء آن شده است كه در حجيت و اعتبار سراسر معرفت بشرى ترديد كنند . وضعى كه پيش آمده بسيار جدى است و من ، به عنوان عالم فيزيك ، بر خود لازم مى دانم كه نظر خود را در بارهء وضعى كه علم فيزيك خود را در آن مى يابد ابراز كنم .
شايد آن چه من بايد بگويم ، بتواند بر ساير ميدانهاى معرفت بشرى ، كه ابرى از شكاكىگرى مايهء تاريكى آنها شده ، نورى بيفكند » . [١] ٣ - « واقعيتهاى قابل شناختن طبيعت ممكن نيست به صورت مستوفا توسط هيچ شاخهاى از علم اكتشاف شود . و اين بدان معنى است كه علم هرگز در وضعى نيست كه بتواند كاملًا و تماما همهء مسائل و دشواريهايى را كه با آن روبه رو است ، توضيح دهد ، در همهء پيش رفتهاى جديد علمى ديده مى شود كه حل يك مسئله از اسرار مسئلهاى ديگر نقاب بر مى دارد . به هر قلهاى كه مى رسيم قلهء ديگرى پس از آن در برابر چشم ما قرار مى گيرد .
اين خود حقيقتى است استوار كه نمى توان با آن مبارزه كرد . و ما نمى توانيم اين حقيقت و واقعيت را ، با تكيه كردن بر پايهاى كه چشم انداز فيزيك را از آغاز كار منحصر به توصيف آزموده هاى حسى مى كند ، بر اندازيم . هدف علم چيزى بيش
[١] علم به كجا مى رود ، ماكس پلانك ، ترجمه آقاى دكتر احمد آرام ، ص ٩٢ و ٩٣ . .