تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٧ - در خانه اگر كس است يك حرف بس است
نباشد ، نمى تواند عاطفه و محبت فرزندى را درك كند ، و اگر لذت جهان بينى را نچشد نمى تواند لذت جهان بينى ديگران را درك كند . اين اصل مسلم است .
مسئلهاى كه در اين مورد باعث تأسف بلكه بد بختى جامعهء انسانيت است ، اين است كه غالبا به عدم درك و نچشيدن و ندانستنها قناعت نمى ورزند ، بلكه در صدد انكار و طرد جان شناسان و جهان بينان و حقيقت يابان بر مى آيند ، اولًا روح خود را ساقط و تباه مى سازند و سپس سنگهايى سر راه آن طلايه داران مى اندازند
((٣٢٠٢)) ليك گر در ده به گوشه يك كس است هاى و هويى كه بر آوردم بس است
در خانه اگر كس است يك حرف بس است شما اى انسانهاى راه طى كرده ، شما اى فرشته خويانى كه در راه اعتلاى انسان و انسانيت گامها بر داشتهايد .
شما اى رنج ديده گان سنگلاخ دانش و بينش كه افتان و خيزان گوهرهاى گران بهايى از معرفت را به دست آوردهايد .
شما اى تكاپو كنندگان بيابانهاى پر از خارهاى مغيلان ، در راه ادامه و تثبيت اصول انسانيت با آن چهره هاى غبار آلود و دستها و پاهاى خار خليده تان .
شما اى قهرمانان پيروز بر تمايلات و خود خواهىها ، هرگز يأس و نوميدى را به خود راه ندهيد ، حقيقتى را كه به دست آوردهايد در طبق اخلاص تقديم جامعهء بشريت نماييد .
آن حقيقت را كه شما در ميان صدها هزار هياهو و جنجال و انحرافات و كج رويهاى بشرى مطرح خواهيد كرد . هر اندازه هم ناچيز به نظر بيايد ، عاشق مخلصى پيدا خواهد شد كه آن حقيقت را در جان خود جاى بدهد . جان عاشق حقيقت يك جان نيست ، بلكه اگر درست بنگريم ، او جان جهانى را در درون خود جاى داده و