تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
وجود چنين اعتقادى با وجود پيش رفت علم ، دليل بر مصون بودن « من » از قانون عليت است بدان معنى كه به آن اشاره كردم . مى توانم مطلب را به صورت ديگرى بيان كنم و بگويم : كه آزادى « من » در مكان و زمان حاضر ، و استقلال آن از زنجير عليتى ، حقيقتى است كه از حكم بلا واسطه خود آگاهى بشرى بر مى خيزد : و آن چه براى زمان حاضر وجود ما صادق است ، براى رفتار آيندهء ما نيز كه « من » حاضر ما نقشى در آن ايفا مى كند صادق است . راه آينده پيوسته از حال شروع مى شود ، و به همين دليل ، فرد هرگز نمى تواند آيندهء خود را . بر مبناى عليتى محض و انحصارى در نظر بگيرد .
دليل اين كه خيال نقش مهمى در ساختن آينده دارد همين است . اين كه مردمان براى ارضاى كنجكاوى فردى نسبت به آيندهء خويش به فالبين و كفبين مراجعه مى كنند نشان آن است كه عملا به اين واقعيت ژرف باور دارند . و نيز بر همين امر است كه خوابها و خيالبافيها بنا شده و نوع بشر در آن ، يكى از غنىترين سرچشمه هاى الهام خويش را پيدا مى كند » . [١] ١٨ - دين به سرزمينى تعلق دارد كه در برابر قانون عليت تسخير ناپذير است و به همين جهت راه علم به آن بسته است .
مرد دانشمند تا جايى كه مرتكب اين اشتباه نشده است كه جزميات خود را مقابل قانونى كه پژوهش عملى بر آن بنا مى شود ، يعنى قانون توالى علت و معلول در همهء نمودهاى خارجى - قرار دهد ، بايد به ارزش دين به هر صورت كه باشد معترف باشد .
در مورد ارتباط دين با علم ، بايد اين را هم بگويم : كه آن اشكال از دين كه وضع انكارى نسبت به زندگى دارند ، با نظر عملى هماهنگ نيستند و با اصول آن متناقضند ،
[١] همان مأخذ ، ص ٢٢٩ و ٢٣١ . .