تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٧ - آيا نيروى اختيار آدمى است كه موجب اكرام خداوندى گشته است ؟
وَفَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا . » ١٧ : ٧٠ [١] ( به تحقيق ما اولاد آدم را اكرام نموديم و آنان را در خشكى و دريا براه انداخته و از مواد پاكيزه به آنان روزى نصيب كرديم و آنان را بر مقدار زيادى از مخلوقات ، نوعى از برترى بخشيديم . )
((٣٢٨٦)) گفت يزدان تو بده بايست او بر گشا در اختيار آن دست او . . .
((٣٢٩١)) ز انكه كرّمنا شد آدم ز اختيار نيم زنبور عسل شد نيم مار
آيا نيروى اختيار آدمى است كه موجب اكرام خداوندى گشته است ؟
از مجموع ابيات جلال الدين در اين عنوان ( وحى آمدن از حق تعالى . . . ) چنين بر مى آيد كه اولًا جلال الدين پديدهء اختيار را در انسان تصديق مى كند ، سپس ملاك ارزش انسانى را كه خداوند باو عنايت فرموده است در آن اختيار مى بيند كه انسان را از ساير موجودات جدا نموده او را در مقامى برتر مى گذارد .
مسلم است كه سخنان جلال الدين در مبحث جبر و اختيار فوق العادهء گوناگون و درهم و برهم است ، گاهى روش او مانند روش جبريون محض بوده ، انسان را مجبور مى داند ، گاهى ديگر او را داراى اختيار معرفى مى كند ، با رسوم نظريهاى شبيه به نظريهء اشعريون ابراز مى دارد . موقعى هم براى انسان اختيارى شبيه به امر بين الامرين مكتب تشيع مطرح مى كند . گاهى مى گويد :
« اين نه جبر ، اين معنى جبارى است » .
باز در موارد ديگر مى گويد :
[١] سوره الإسراء ، آيهء ٧٠ . .