تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٤ - ٣ - آيا علت مى تواند ضد خود را به عنوان معلول صادر كند ؟ آيا سنخيت ميان علت و معلول شرط است ؟
خودش است و هيچ شيء مادامى كه همان شيء است نمى تواند خودش نباشد .
نطفهء موش ، نطفهء موش است ، وقتى كه در جريان جويبار طبيعت قرار مى گيرد مادامى كه خود را از دست نداده است ، نطفهء موش خواهد بود ، تركيب اين نطفه و تفاعل آن با ساير اجزاء طبيعت است كه در موقعيت موش بروز مى كند نه در موقعيت گربه و فيل . بهمين جهت است كه اگر در همان حال كه آب در موقعيت شاخ و برگ درخت قرار گرفته است ، خود را از دست بدهد ، مثلًا تابش بيش از حد حرارت آفتاب ، آن را بخار كند ، بدون ترديد آن موقعيت مخصوص براى درخت نيز از بين خواهد رفت .
اكنون برويم بسراغ فعاليتها و پديده هاى روانى ، در اين قلمرو مى بينيم كه از دو قاعدهء مزبور .
( الواحد لا يصدر عنه الا الواحد و بالعكس ، ) و ( فاقد الشيء لا يعطيه ) هيچ اثرى پيدا نيست .
به توضيح اين كه : اولًا فرض يك واحد در جهان درونى انسانها مانند فرض يك واحد در جهان برونى جز يك اعتبار و قرار داد سطحى چيزى نيست ، ما چنان كه در جهان برونى واحد بريده از فضا و زمان پر از پديده هاى مربوط و متحرك نداريم ، همچنين در جهان درونى . به اضافهء اين كه در جهان درونى ، موقعى كه يكى از واحدهاى درونى بحركت مى افتد و با به دست آوردن جنبه عليت ، معلولى صادر مى كند ، نه تنها واحد دوم از شكم واحد اول در نمى آيد ، بلكه واحد دوم خود مانند يك پديدهء نو ظهور ( ابداعى ) به وجود مى آيد ، زيرا نتيجهء » پس سقراط فانى است « دامنهء وجود » سقراط انسان است « و » هر انسان فانى است « نمى باشد .
اين خصوصيت جريانات درونى است كه طنابى ميان پديدهء اول و پديدهء دوم آنها وجود ندارد كه جريان قانون عليت معمول در طبيعت و سنخيت ميان آن دو را تثبيت كند .