تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٢ - ب - غائلهء پس از مرگ
زيرا هنگامى كه ادراكات و قواى حساس انسان در اثر بپايان رسيدن زندگى مختل مى گردد ، دقيقه و ساعت و غيره از محدوديتهاى اندازه گيرى زندگان خارج شده مقدار زمان كشش غير متناهى به خود مى گيرد .
بلى ، من و شما كه از دور منظرهء طوفانى مرگ را تماشا مى كنيم چنين گمان مى كنيم كه بفاصلهء ده دقيقه يا يك ساعت آن شخص مرده از دالان مرگ عبور نمود ، آن چه كه اين روزها عده زيادى از علماء روان شناس و روان پزشكان مى گويند بىارتباط گفتار نيست .
در حال جان كنش جنبش و لرزشهاى مخصوصى توام با مقدارى الكتريسيته در اعصاب دماغى ايجاد مى گردد ، در آن حالت نوسانات مختلفى در مغز ديده مى شود كه كاشف از بروز دادن حافظه حوادثى راست كه انسان در طول زندگى از آنها عبور نموده است . ظن قوى مى رود : جمله عالى على بن ابى طالب عليه السلام بهمين معنى اشاره كند :
( شخص در حال جان كنش بان چيزهايى كه عمر خود را با آنها سپرى نموده و روزگار خود را بپايان رسانيده است توجه مى كند .
( يفكر فيم افنى عمره و فيم اذهب دهره .
اجتماع صدها هزار از حوادث در چند دقيقه با اندازه گيرىهاى متعارف ابدا سازش ندارد . روبه رو شدن با تمامى زندگى در چند لحظه با اهميتتر از آن است كه با عبارات پر از بىاعتنايى به حقيقت امر بتوان بر گذار نمود .
اين بود مسئله اول كه افكار بشر را جلب نموده است ( غوغاى مرگ ) .
ب - غائلهء پس از مرگ - تمامى افراد بشر ، كم و بيش بدون استثناء از نظر خود مى گذرانند كه آيا حقيقتا اين زندگى با طراوت بخاموشى و سكون وحشت بار مبدل خواهد گشت ؟ اين خاموشى تا بىنهايت ممتد است ؟ يا چنان كه اين زندگى با طراوت پس از خاموشى مطلقى ايجاد شده است ، پس از وداع اين زندگى نيز دو باره زندگى جاودانى شروع مى گردد ؟ بلى .