تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - بيان آن كه حق تعالى صورت ملوك را سبب مسخر كردن جباران كه مسخر حق نباشد ساخته است چنان كه موسى عليه السلام باب صغير ساخت بر ربض قدس جهت ركوع جباران بنى اسرائيل وقت در آمدن كه ادخلوا الباب سجداً و قولوا حطة نغفر لكم
بيان آن كه حق تعالى صورت ملوك را سبب مسخر كردن جباران كه مسخر حق نباشد ساخته است چنان كه موسى عليه السلام باب صغير ساخت بر ربض [١] قدس جهت ركوع جباران بنى اسرائيل وقت در آمدن كه ادخلوا الباب سجداً و قولوا حطة نغفر لكم
((٢٩٩٦)) ساخت موسى قدس در باب صغير تا فرود آرند سر قوم زحير
((٢٩٩٧)) ز انكه جباران بدند و سر فراز دوزخ آن باب صغير است و نياز
((٢٩٩٨)) آن چنان كه حق ز لحم و استخوان از شهان باب صغيرى ساخت هان
((٢٩٩٩)) اهل دنيا سجدهء ايشان كنند چون كه سجدهء كبريا را دشمنند
((٣٠٠٠)) ساخت سرگين دانگى محرابشان نام آن محراب مير و پهلوان
((٣٠٠١)) لايق اين حضرت پاكى نه ايد نى شكر نى ، ليك در صورت نىايد
((٣٠٠٢)) آن سگان را اين خسان خاضع شوند شير را عار است كاو را بگروند
((٣٠٠٣)) گربه باشد شحنهء هر موش خو موش كه بود تا ز شيران ترسد او ؟
((٣٠٠٤)) خوف ايشان از كلاب حق بود خوفشان كى ز آفتاب حق بود
((٣٠٠٥)) ربى الاعلى است ورد آن شهان رب ادنى در خور اين ابلهان
((٣٠٠٦)) موش كى ترسد ز شيران مصاف بلكه آن آهو تكان مشك ناف
((٣٠٠٧)) رو به پيش ديگ ليس اى كاسه ليس تُش خداوند و ولى نعمت نويس ديگ ليسى كاسه ليسى را بجو تُش خداوند و ولى نعمت بگو
((٣٠٠٨)) بس كن ار شرحى بگويم دور دست خشم گيرد مير و هم داند كه هست
((٣٠٠٩)) حاصل آن آمد كه بد كن اى كريم با لئيمان تا نهد گردن لئيم
((٣٠١٠)) با لئيم نفس چون احسان كند چون لئيم آن نفس چون كفران كند
((٣٠١١)) زين سبب بد كاهل محنت شاكرند اهل نعمت طاغيند و ماكرند
[١] ربض ديوار پيرامون آبادى .