تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٥ - تفسير ابيات
تو دريا و كشتى و طوفان آسيبى نخواهد داشت . اين عقل نظرى كوته بين است . زيرا عقل آثار را مى بيند و گمان مى كند همان روح است ، اما مى دانيم كه نور خورشيد از خود قرص خورشيد دور است و بدان جهت انسان سالك به خود قرص خورشيد دل خوش مى شود كه از نورش گام فراتر نهاده رهسپار حوزهء خود قرص گردد . اين نور كه در جهان سفلى ديده مى شود ، دوامى نداشته با تعاقب روز و شب در تحول و غروب و طلوع است . اما كسى كه قرار گاه خود را در قرص آفتاب مى بيند و در آن قرص مستغرق دائمى نور مى گردد ، نه ابرهاى فضايى و نه غروب از افق ، نمى توانند راهى باو داشته باشند ، زيرا چنان شخصى از هجران سينه كوب رها گشته است .
اين افراد يا واقعاً منشأ ملكوتى دارند و يا اگر هم از خاك بودهاند تبديل به عظمت روحانى گشتهاند ، زيرا ماده خاكى را استعدادى نيست كه پذيرنده شعاع جاودانى بوده باشد ، بديهى است كه اگر نور خورشيد دايماً بر خاك تيره بتابد بزودى آن را سوزانده و از حركت و نمو و ميوه دادن باز خواهد داشت .
شناورى دايمى در آب كار ماهيان است و بس . آن مار خاكى چگونه مى تواند همراه ماهى در اعماق دريا فرو رود و به زندگى بپردازد . جاى مار كوه است و در شكاف كوهها فعاليتها و فنونى را دارا مى باشد ، درياى آنها شكاف كوه ها است .
اگر بخواهند با مكر پردازى مردم را واله و حيران خود بسازند و چنين دعوا كنند كه ما هم چونان ماهيان دريا توانايى شناورى و در نورديدن دريا را داريم در اولين لحظات سر فرو بردن باب ، بريدن نفسشان رسوايشان خواهد ساخت . هم اكنون در خود بنگر ، اگر ديدى كه تربيت مارى دارى برو و دمساز ماهيان باش تا مانند همان ماهيان بتوانى در دريا فرو روى .
آرى ، ماهيان اعماق اقيانوس جلال الهى از آن دريا شگفتىها و سحرهاى حلال آموختهاند ، تابشى كه بر وجود آنان راه يافته ، محالها براى آنها ممكن و به صورت حال