تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
وى خارج است . چون چنين است و خود علم حدود خود را معين مى كند ، هنگامى كه از نتايج حاصل شده به وسيلهء علم بحث بميان مى آيد ، اعتماد ما به صحت آن نتايج بيشتر مى شود . از طرف ديگر نبايد از نظر دور داشت كه حوزه هاى مختلف فعاليت روح بشر را هرگز نمى توان به طور كامل از يكديگر مجزا كرد ، زيرا ارتباطى عميق و صميمانه در ميان آنها بر قرار است » . [١] ٩ - « فرض وجود رابطهء علت و معلولى در تمام حوادثى كه اتفاق مى افتد ، پايهاى است كه روش زندگى روزانهء ما بر آن ساخته مى شود ، ولى ، از طرف ديگر يك منبع معرفت مستقيمتر و نزديكتر به خود داريم كه همان ضمير و خود آگاهى انسان است ، و اين چشمهء معرفت به ما مى گويد كه در آخر دست ، فكر و ارادهء ما تابع قانون عليت نيست . نداى درونى ضمير ما را مطمئن مى كند كه در هر لحظه شايستگى آن را داريم كه از ميان دو راه موجود يكى را انتخاب كنيم . نتيجهء اين آن است كه هر كس مسئول اعمالى است كه انجام مى دهد ، و بر همين شالوده است كه شرافت اخلاقى انسان طرح ريزى مى شود . » [٢] ١٠ - « اگر كسى در مقابل اين همه نتايج محسوس ، چشم خود را ببندد و در بارهء شكست كاركنان علم در موضوع كليات سخن بگويد ، مثل آن است كه بىهوده به خود رنج مى دهد . براى نشان دادن سهم عظيمى كه علم در ترقى دادن معرفت بشرى دارد ، استدلال دقيق ضرورت ندارد ، و همين اندازه كافى است به حوادثى كه در برابر ديده گان هر كس مى گذرد اشاره شود .
چه دليلى از اين بهتر كه كسى كه در خانهء خود نشسته است به بانگ هواپيما كه از بالاى سرش مى گذرد گوش دهد ، يا كليد راديو را باز و از مرد شكاك دعوت كند ، تا اصواتى را كه از هزاران كيلو متر مى رسد بشنود . ارزش مجاهدتهاى بشرى در نتايجى است كه از آنها به دست آمده و هميشه چنين خواهد بود . » [٣]
[١] همان مأخذ ، ص ١٤٩ و ١٥٠ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٥٣ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٩٢ . .