تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٢ - تفسير ابيات
تفسير ابيات مردمى كه از داستان مسجد اطلاع داشتند به آن ميهمان گفتند : كه اگر مى خواهى جان ستان اسرار آميز اين مسجد مانند عصارهء حبوبات جانت را نگيرد در اين مسجد مخواب .
تو مرد بيگانه هستى و از وضع اين مسجد آگاه نيستى كه چراغ عمر هر كس كه شب در اين مسجد بخوابد براى ابد خاموش و رو به زوال است .
اين موضوع اتفاقى نيست ، ما و همهء خردمندان بارها مرگهاى اسرار آميز اين مسجد را ديدهايم . كسى كه در اين مسجد شبى را سكونت كند نيمه شب مرگ زهرآگين به سراغش خواهد آمد . اما اين قضيه را نه از راه تقليد بلكه از يك تا پانصد مرتبه با چشم خود ديدهايم . ما مطابق دستور پيامبر اكرم كه فرموده است : دين عبارت است از خير خواهى و خير انديشى ، تو را نصيحت عبارت است از راستى و خلوص در دوستى ، در صورتى كه در انحراف و پاى گير بودن به تمايلات شخصى خيانت و سگ صفتى وجود دارد ، ما از روى محبت و بدون خيانت اين نصيحت را به تو گفتيم و حقيقت را آشكار كرديم ، تو از عقل و داد منحرف مباش .