تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٠ - در تنگناهاى زندگى كه مى توانستيم با محاسبه هاى منطقى و وجدانى قبلى گرفتارشان نشويم ، پشيمانىها و تصميمهايى كه براى روش حساب شده در آينده مى گيريم چونان تغيير رنگ صورت است كه در موقع اضطراب و بيم و خجلت ، نمودار مى گردد
((٢٨٩٢)) استخوان حرص تو در وقت درد در هم آيد خرد گردد در نورد
((٢٨٩٣)) گويى از توبه بسازم خانه من در زمستان باشدم آن جا وطن
((٢٨٩٤)) چون بشد رنج و شدت آن حرص زفت همچو سگ سوداى خانه از تو رفت
در تنگناهاى زندگى كه مى توانستيم با محاسبه هاى منطقى و وجدانى قبلى گرفتارشان نشويم ، پشيمانىها و تصميمهايى كه براى روش حساب شده در آينده مى گيريم چونان تغيير رنگ صورت است كه در موقع اضطراب و بيم و خجلت ، نمودار مى گردد .
اين يكى از خاصيتهاى ضعف نفس و تباهى اراده و منشا تصميم ما است كه متاسفانه اغلب انسانها را از زندگانى منطقى محروم مى سازد . موقعى كه در تنگناى قافيهء زندگى گرفتار مى شويم ، با خود عهد و پيمان مى بنديم كه ديگر پس از اين شعرى براى زندگى نخواهيم ساخت كه در قافيه اش گيج و سر گردان شويم .
ديگر پس از اين ، آمادگى كامل براى حوادث سخت و ناهنجار خواهيم داشت . پس از اين به محاسبهء عوامل و روابط ميان مقدمات و نتايج تحولات زندگى خواهيم پرداخت .
براى زمستان زندگانى ، پوشاك و مسكن مناسب تهيه خواهيم كرد همهء اين رؤياها و خيالات معلول فشار و شكنجه ايست كه موقعيت حيات مطلوب ما را تهديد مى كند .
اين رؤياها و خيالات شبيه به عرق كردن در موقع گرما و تغيير رنگ صورت در موقع خجلت و ترس است كه مشتى نمودهاى طبيعى ضرورى ارگانيسم موجوديت ما مى باشد .