تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٩ - مثال
است ، با اين كه كشور كالبد مادى آدمى با تمام اجزاى درونى و برونىاش قلمرو ملك عقل است ، اما بدان جهت كه درون اين كشور نفس حيوانى بسيار قدرتمند مشغول اخلالگرى است ، لذا حكمفرمايى عقل بسى ضعيف و ناتوان است . اين عقل خدا دادى نورانى و جويندهء مخلص واقعيات است ، پس چرا نفس ظلمانى بر او پيروز مى گردد ؟ دليلش روشن است ، چنان كه اشاره كرديم :
((٢٥٥٨)) ز آن كه او در خانه ، عقل تو غريب بر در خود سگ بود شير مهيب
چند روزى صبر كن تا عقل شير آسا بجايگاه خود بر گردد ( وارد حوزهء ما وراى طبيعت گردد ) يا پيروزى عقلانى در موجوديت انسانى پديد آيد ، آن گاه خواهى ديد كه سگ نابيناى نفس در مقابل عقل چه قدر زبون و ناتوان است .
هرگز گمان مبريد كه حيله پردازىهاى نفس و كالبد مادى را عموم مردم بفهمند تا مغلوبش كنند ، بلكه فعاليت الهى قلب است كه نفس و تن را مى تواند مغلوب بسازد هر كس كه در دنيا هم سنخ نفس باشد ، نفس يار و همدم اوست ، مگر رهبر الهى داود منشى دستش را بگيرد و در پيكار عقل و نفس پيروزش گرداند .
در اين موقع است كه حق جل و علا « خود انسانى » را شايستهء ورود در مقام دل مى كند و موجوديتش تبديل مى يابد و از زندان تن آزاد مى گردد .
مردم همگى مبتلا به بيمارى نفس حيوانى هستند بيمارى براى خود موجود آماده به بيمارى مى خواهد .
بسيارند مردم پست صفت كه دعوى داودى در روى زمين دارند ، و عاميان ساده لوح هم دست اخلاص و ارادت به آنان مى دهند ، چونان پرندهء بىنوا و نزديك بين كه از صياد خود صداى پرنده مى شنود ، و به سوى او بپرواز در مى آيد و در دام مرگ گرفتار شود .
آن گمراهان و راه زنان كاروانيان كوى حق و حقيقت نقد را از قلب نمى شناسد از آنان بگريز اگر چه ظاهر معنوى نما دارند .
آنان نادانتر از آنند كه بتوانند آزاد را از بستهء در زنجير بردگى تشخيص