تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٧ - ٧ - عوامل نگرانى و اندوه در هنگام تجسم هيولاى مرگ
خواهد گرفت « . ابن سينا مى گويد : اينان هم از مرگ نمى ترسند بلكه از عقاب پس از مرگ هراس دارند ، مسلماً چنين هراسى مستلزم آن است كه آنان بقاى روح را پذيرفتهاند و مسئوليتى هم احساس كردهاند . اين پاسخ كاملًا متين است و مرتفع ساختن اين نگرانى و وحشت با عمل به قوانين خالق زندگى و مرگ است .
« ٦ - جمعى ديگر نمى دانند كه سر نوشتشان پس از مرگ چيست و متحير و مبهوتند . » اينان بحكم عقل و وجدان بايد در تحصيل يقين به سر نوشت آينده شان بكوشند و اخلاص را عالىترين وسيلهء كشف واقعيت بدانند و بدون ترديد تحير و بهت و وحشت از آنان زايل خواهد گشت .
٧ - « كسان ديگر هستند كه جدايى از مال و جاه و مقام و شهرت و زيبايىها بوحشتشان مى اندازند « مسلم است كه : -
هر كه او خوش مى زيد او تلخ مرد
اينان پيش از چشيدن تلخى مسئوليتهاى ناشى از امور فوق در ابديت ، از شرنگ تصور جدايى از آنها تلخكام مى باشند ، اينان هم از خود مرگ نمى ترسند ، بلكه از فراق آن زندگى حيوانى خوشايند بناله در مى آيند .
- مت بالاراده تحيى بالطبيعة [١] ( بمير با اراده ، جاويد باش با حيات طبيعى ) افلاطون آرى اگر مرگ همان سقوط و اضمحلال طبيعى بدن و متلاشى شدن دستگاه مغز و قلب بود ، براى حيات واقعى حتى در اين زندگانى هم تفسير شايستهاى وجود نداشت .
اگر حيات همان احساس لذت و الم و انديشه و تخيل و تناسل چند روزهء اين زندگى بود ، براى مرگ با اراده و ابديت ، مفهوم قابل توجهى وجود نداشت . توصيهء
[١] نقل از ابن سينا از كتاب رساله فى دفعالغم من الموت ص ٥٢ چاپ ليدن . .