تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
اين تحول ما را به كجا رهنمون خواهد شد ؟ چنان كه در ابتداى اين بحث گفتهام . هدف دوگانهء پژوهش - از يك سو سلطهء كامل جهان حواس و از سوى ديگر شناسايى كامل جهان واقعى ، على الاصل وصول ناپذير باقى خواهد ماند .
اما از اين نادرستتر چيزى نيست كه اين را عذر و دليلى براى دل سرد شدن سازيم . هم اكنون كاميابىهاى زيادى در گنجينهء دارايى ماست . كاميابيهاى عملى و نظرى كه تعداد آنها روز افزون و شايد همه گونه دليل و حجتى داريم كه اين پيكار بىپايان را در راه موفقيتى و الا و دسترس ناپذير به منزلهء موهبتى آسمانى براى روح انسانى به شماريم . [١] ٢١ » راست است كه از خطاى حواس گفتگو مى شود ، اما مقصود اين نيست كه ادراكات حسى منشا اين خطاها ، دروغين يا حتى محل شك و ترديد باشند . در مثل اگر سرابى ما را گمراه كند ، گناه از تاثر بصرى ما نيست كه واقعاً وجود دارد بلكه از دراكهء ما است كه از اين تاثر نتيجهء خطا آلودى مى گيرد . تاثر حسى همچنان معلوم بلا فصل ( دادهاى ) است و بس و از همين رو منكر آن نمى توان شد . [٢] يك واقعيت ما بعد الطبيعى ، مانند هر تاثر حسى در افق حقيقت تجربى جاى مى گيرد ، اين تصور كه در وراى ظواهر ، حقيقتى هست ، موجب رسيدگى بسيارى از فلاسفه شده است . اينان مى گويند كه در علوم دقيقه همه تصورات اجمالى و همه اندازه ها به ادراكهاى حسى ما مربوط مى شوند ، از آن جا چنين بر مى آيد كه نتايج علمى نيز در آخرين تحليل فقط به همان جهان حواس مربوط مى شوند و ناموجه يا دست كم لغو و بىهوده است .
اگر فرض شود در پس پديده ها وجود جهانى ما بعد الطبيعى را فرض كنيم كه به رصد مستقيم در نمى آيد ، به اين ايراد چنين جواب خواهيم داد كه ما در تعبير
[١] تصوير جهان در فيزيك جديد ، ماكس پلانك ، ترجمه مرتضى صابرى ، ص ٣٤ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٨٦ . .