تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٧ - چون وطن دوستى معلول حب ذات است لذا محبت بوطن قابل شدت و ضعف و در معرض هستى و نيستى است
در اين موقع حب الوطن مساوى حب ذات مى گردد كه كوچكترين فريب خوردن به نابودى حيات آدمى منجر خواهد گشت .
تبه كارترين مردم در اين گونه موارد كسانى هستند كه نقش دلالى زندگى و مرگ انسانها را به دست گرفته با سخنان و شعارهاى فريبنده انسانهايى را تسليم ضد انسانها مى نمايند .
روى اين محاسبه واقعى است كه ملل ناتوان تا كنون در بارهء دعاوى جهانى بودن انسانيت و شئون آن به وسيلهء ملل قوى بد بين بوده و خود ملل قوى نيز اطمينانى بان دعاوى در ميان خود نداشتهاند .
نتيجهء كلى اين مبحث اين است كه » حب الوطن من الايمان « از دو نظر كاملًا طبيعى و منطقى است : ١ - نظر گاه طبيعى ، چنان كه به طور اختصار اشاره كرديم : علاقه بر وطن و حساسيت مخصوص در بارهء آن و هر موضوعى كه حيات آدمى با آن انسى دارد ، پديده ايست كاملًا طبيعى .
٢ - نظر گاه منطقى ، حب الوطن از اين ديدگاه چنان كه گفتيم : مساوى حب ذات و دفاع از زندگى و مبارزه با مرگ است .
چون وطن دوستى معلول حب ذات است . لذا محبت بوطن قابل شدت و ضعف و در معرض هستى و نيستى است در مطالب گذشته اشاره كرديم كه وطن دوستى يكى از فروع خود دوستى ( حب ذات ) است كه از وابستگى حيات انسانى به موضوعات مناسب زندگى ناشى مى شود .
پس در حقيقت بحث از وطن دوستى ، بررسى يكى از نتايج و معلولات خود دوستى ( بمعناى عمومى آن ) مى باشد . با تكامل تدريجى و تحولاتى كه در حيات آدمى بروز مى كند ، همهء موضوعات مورد تعلق خاطر دستخوش تكامل و تحول قرار