تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
٧ - « پس ، از اين كه مى گوييم : ارادهء انسان آزاد است چه مقصود داريم ؟ مقصود آن است كه هميشه شانس و فرصت بما داده شده كه از ميان دو راهى كه در مقابل ما قرار مى گيرد هنگام گرفتن تصميم يكى را انتخاب كنيم ، و اين بيان با آن چه پيشتر گفتيم تناقضى ندارد . وقتى اين تناقض پيش مى آيد كه انسان بتواند همان گونه كه چشم الهى درون او را مى بيند ، وى نيز درون خود را ببيند ، چه در آن صورت ، بنا بر قانون عليت ، او مى تواند هر عملى از ارادهء خود را پيش بينى كند ، و به اين ترتيب واضح است كه ديگر ارادهء آزادى نخواهد داشت ، ولى چنين وضعى مطلقا وجود ندارد ، زيرا نافذترين چشمها هم نمى تواند درون خود را ببيند ، همان گونه كه دقيقترين اسبابهاى اندازه گيرى نمى تواند بر روى خود كار كند . موضوع معرفت با فاعل و عامل آن هرگز نمى توانند يكى و متحد شوند ، چه ما فقط وقتى مى توانيم از عمل معرفت سخن بگوييم كه موضوع و شيئى كه بايد دانسته شود ، در تحت تأثير فاعلى كه عمل معرفت و شناسايى را انجام مى دهد قرار نگرفته باشد . بنا بر اين مسئله اين كه آيا قانون عليت در اين حالت يا آن حالت قابل انطباق است ، در آن صورت كه امر مربوط به اراده خود شما باشد ، به خودى خود بىمعنى مى شود ، و درست به آن مى ماند كه از كسى بپرسند آيا مى تواند خودش را بلند كند يا اين كه جلوتر از سايه خود بدود ؟ » [١] ٨ - « اگر كسى در اين انديشه باشد كه اعمال انسان نتايج غير قابل اجتناب قانون بىرحم طبيعى است ، و به اين ترتيب بخواهد خود را از الزامات نامطبوع اخلاقى برهاند ، در واقع خود را فريب داده است . هر موجود بشرى كه آيندهء خود را ساخته و پرداختهء سر نوشت قبلى مى داند ، و هر ملت باور دارد كه ضعف و انحطاط او بفرمان قانونى طبيعى است ، فقط به اين امر اعتراف كرده است كه قدرت ارادهء وى براى مبارزه و غلبه بر مشكلات ضعيف است .
به اين ترتيب بجايى مى رسيم كه علم حدودى را كه از آنها نمى تواند تجاوز كند معين مى نمايد و در عين حال نواحى ديگرى را نشان مى دهد كه از حوزهء فعاليت
[١] همان مأخذ ، ص ١٤٧ و ١٤٨ . .