تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - ٩ - آيا خداوند براى اجراى قوانين در عالم هستى ، احتياجى به احراز قابليت در آنها دارد ؟
٩ - آيا خداوند براى اجراى قوانين در عالم هستى ، احتياجى به احراز قابليت در آنها دارد ؟
بلكه بىاسباب و بيرون زين حكم آب رويانيد تكوين از عدم [١] صد هزاران معجزات انبياء كان نگنجد در ضمير و عقل ما نيست از اسباب تصريف خداست نيستها را قابليت از كجاست قابلى گر شرط فعل حق بدى هيچ معدومى به هستى نامدى [٢]
در مسائل فلسفه الهى و در مباحث كلامى اين مسئله به طور فراوان مورد جر و بحث متفكرين واقع مى شود كه مشيت الهى در تصرف در جهان هستى احتياج به قابليت دارد ؟ مثلًا گفته مى شود : آيا خداوند مى تواند آب را سنگ كند ؟ آيا مى تواند دو ضد را عين يكديگر بسازد ؟ آيا مى تواند جهان را در يك تخم مرغ جاى بدهد ؟ اين گونه سؤالات غالبا با يك پاسخ منفى روبه رو مى شود : نه هرگز ، زيرا قابليت شرط فعل فاعل است . آن گاه به اين جمله هم استشهاد مى شود :
« ابى الله الا ان يجرى الامور به اسبابها » .
( خداوند نمى گذارد كه امور به جريان بيفتد مگر با اسباب مناسب به آن امور ) .
به نظر مى رسد در اين مسئله مهم هم اشتباه بزرگى صورت گرفته است ، زيرا قابليت و فاعليت دو امر انتزاعى ذهنى هستند كه از جريان دهندگى و گيرندگى اشياء نمودار مى گردند ، مانند مفهوم تعاقب و پيش و پس و انتقال از يك نقطه به نقطهء ديگر . . . كه از كيفيت جريان رويدادها انتزاع مى شوند . بهمين جهت است كه مى توان گفت : هر يك از اجزاء جهان هستى در همان حال كه قابليت و آمادگى پذيرش يك خاصيت را دارد ، بالنسبه به موجوديت پيوستهء خود با ساير اجزاء جهان ، فاعليت نيز دارد و بالعكس
[١] دفتر سوم ، ص ١٨٨ ، بيت ٨ . .
[٢] دفتر پنجم ص ٣٠٥ ، بيت ١٤ و ١٥ و ١٦ . .