تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٢ - اگر چه فرهنگ عالى بشرى تدريجا در گذرگاه قرون و اعصار بروز خواهد كرد ولى امروز هر چه را كه مغز شما بارور مى سازد ، در طبق اخلاص به بشريت تقديم كنيد ، اگر چه امروز كسى پيدا نشود كه گل شكوفان مغز شما را بتواند استشمام كند فردايى كه از راه خواهد رسيد روى پى ريزى فرهنگى شما بناها خواهند ساخت
جملهاى را كه راسل در ص ٣٠٧ از تاريخ فلسفهء غرب كتاب سوم از هيوم نقل مى كند : « . . . ما نمى توانيم در دليل اين اتصال وارد شويم » بخوبى دلالت مى كند به توجه هيوم به احتياج تعاقب متعين رويدادها به دليل قانع كننده ، ولى هيوم از درك آن دليل سرباز مى زند ، زيرا نمى تواند براى توجيه جريانات محسوس عامل ما وراى محسوس را دخالت بدهد .
اما هيوم و پيروانش و فيزيك دانان پيرو ضد جبر على ، خواه اعتراف كنند ، يا نه ، بالاخره بدون دخالت دادن عامل غير محسوس ، بعضويت مكتب سوفسطايى اگر چه از بعضى جهات ، وارد خواهند گشت .
((٢٥٣٧)) هين بگو كه ناطقه جو مى كند تا به قرنى بعد ما آبى رسد
((٢٥٣٨)) گر چه هر قرنى سخن آرى بود ليك گفتهء سالفان يارى بود
اگر چه فرهنگ عالى بشرى تدريجا در گذرگاه قرون و اعصار بروز خواهد كرد . ولى امروز هر چه را كه مغز شما بارور مى سازد ، در طبق اخلاص به بشريت تقديم كنيد ، اگر چه امروز كسى پيدا نشود كه گل شكوفان مغز شما را بتواند استشمام كند . فردايى كه از راه خواهد رسيد روى پى ريزى فرهنگى شما بناها خواهند ساخت .
جلال الدين در دو بيت فوق ، در عين حال كه عظمت روح خود را در دريافت معانى عالى در فرهنگ كلى بشرى : باز گو مى كند ، از ناتوانى درك جوامع معاصرش نوميدى و يأس را به خود راه نمى دهد و مى گويد : شخص انديشمند و پيش تاز خردمند با خلوص هرگز از ناتوانى جامعهء خود از هضم نتايج مغزى و روانىاش ، نبايد يأس و پژمردگى به خود راه بدهد . چه قدر ضعيف النفس و زبونند كسانى كه ارزيابى حقيقتى را