تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٨ - تفسير ابيات
به آن اشاره كرده اين است كه :
((٣٧٥٣)) غم چو بينى در كنارش كش به عشق از سر ربوه نظر كن در دمشق
توضيح اين مطلب چنين است كه مادامى كه انسان و لو به طور اجمال يك مفهوم كلى از انسان و جهان را دريافت نكند ، عظمت روح را و ناچيزى جهان را در مقابل روح نمى تواند درك كند و مادامى كه درك مزبور به كسى دست نداده است ، خوشىها و ناخوشىهايش همه و همه ناشى از چگونگى رابطهء او با جهان طبيعى بوده و هرگز احساس فشار روحى نخواهد كرد . پس احساس فشار روحى موقعى در يك انسان بروز مى كند كه و لو به طور ناخود آگاه جهان هستى براى او مطرح گشته است و اين خود مقام بس والايى است كه براى يك انسان مطرح مى شود . مبحث انقباض و انبساط در جلد ششم از ص ٢٤٦ تا ٢٧٩ مطرح شده است .
تفسير ابيات حضرت مريمعليها السلام آن پاك دامن فرشته خوى ، صورت زيباى روح افزايى ديد اما اين يك مشاهدهء طبيعى در يك فضاى جسمانى نبوده ، بلكه در آن حال پرده ظلمانى فضا بر كنار شده و خلاء پشت پرده فضا جايگاه نمودار شدن آن فرشته انسان نما گشته گويى مانند ماه يا خورشيد فروزان در مقابل ديده گانش از زمين روييد ، زيبا رويى بىنقاب در برابر چونان آفتاب كه از شرق برويد و سر بر آورد .
از اين منظره اعضاى مريمعليها السلام به لرزه در افتاد ، زيرا او برهنه بود و از فساد و تبه كارى مى هراسيد . (١) آن فرشته و فرستاده الهى چنان زيبا بود كه اگر يوسف آن زيباى زيبايان آن را مى ديد - مانند زنان دست خود را از شگفتى مى بريد . آن فرشته در مقابل مريم چونان گل كه از گل شكوفان شود و يا چونان خيالى كه از دل آدمى سر بر آورد
(١) از عكرمه نقل شده است كه موقعى كه مريمعليها السلام در طرف شرقى خانه خود بود و ميان خويش و خانواده اش پردهاى انداخته بود و به غسل و شانه زدن اشتغال داشت ، جبرئيل به صورت مرد جوان امرد مجسم شد و مريمعليها السلام به خدا پناه برد . ( مجمع البيان ، تفسير سوره مريم . ) .