تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٧ - ١٢ - آيا رابطهء عليت مولود خيال آدمى است ؟
چون سبب نبود چه ره جويد مريد پس سبب در راه مى آيد پديد [١]
از دو طريق ميتوان قانون عليت را به عنوان راهى به منزلگه حقيقت تلقى كرد .
طريق يكم - همان روش معمولى در بهره بردارى از قانون مزبور است كه مى گويد : تعاقب علل و معلولات : ذهن آدمى را به سر سلسله آنها متوجه مى سازد و مى فهمد كه اين همه علت و معلولها و رابطهء موجود ميان آنها با روشنترين وجه وابستگى خود را به موجود برترين اثبات مى كند .
در مباحث گذشته گفتيم كه : اين روش ممكن است ذهن آدمى را دچار اشتباه كرده و گمان كند كه قانون عليت با همه شرايط و اصولش قابل تطبيق به خداست ، در صورتى كه به هيچ وجه اين اسناد صحيح نيست و اعتراض كانت به اين روش اعتراض با مورديست كه مى گويد : اين انديشهء عليت را اگر شامل خدا بدانيم گرفتار تناقض مى شويم . و براى از بين بردن همين اشكال بوده است كه جلال الدين جنبهء عليت را به كلى از خدا منفى ساخته و مى گويد :
چار طبع و علت اولى نيم در تصرف دايماً من باقيم
طريق دوم - استمرار تجدد حركت در ماده به وسيلهء جريان خواص اشياء كه يكى از جلوه گاههاى عالى قانون ( اين از آن ) ( عليت ) مى باشند .
اين طريق عالىتر و واقع بينانه تر از طريق اول است .
١٢ - آيا رابطهء عليت مولود خيال آدمى است ؟
از مسبب مى رسد هر خير و شر نيست اسباب و وسايط را اثر جز خيال منعقد بر شاه راه تا بماند دور غفلت چند گاه [٢]
مضمون دو بيت فوق دو موضوع مهم را در بر دارد :
موضوع يكم - استناد خير و شر به خداوند . در سراسر مثنوى اين موضوع در موارد گوناگون مطرح شده است . و ما هم تا كنون همان موارد را در موضوع مزبور ،
[١] دفتر پنجم ، ص ٣٠٥ بيت ٢٣ و ٢٤ . .
[٢] دفتر پنجم ، ص ٣٠٥ بيت ٢٨ و ٢٩ . .