تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٠ - ٧ - آيا علت از نظر هستى و هويت با عظمتتر از معلول خويش است ؟
« الواحد لا يصدر عنه الا الواحد » .
بيان كرديم . حقيقت يك واحد عينى در جريان رويدادهاى جهان هستى متشكل امكان ناپذير است ، خواه آن واحد علت چند معلول فرض شود ، يا معلول چند علت يا يك علت براى يك معلول يا بالعكس در نظر گرفته شود .
بنا بر اين آن چه در جهان هستى ديده مى شود همان قسم چهارم است كه چند از چند ناميده مى شود ، معنى كه اجزاء متشكلهاى ، اجزاء متشكلهء ديگرى را نمودار مى سازد كه براى حفظ اصطلاح معمولى اجزاء اولى را علت و دومى را معلول نام كردهايم .
روى اين ملاحظه بالاتر يا پايينتر بودن دو نوع رويدادها بسته بموقعيت انسان ناظر است كه در آن قرار گرفته و با دو نوع رويداد مزبور تماس پيدا كرده است .
براى كسى كه حيات موضوعى عالىتر از عناصر مادى جهان طبيعت است ، در آن حال كه حيات را معلول تركيب همان عناصر مى بيند ، اين معلول را نه تنها عالىتر از علت مى داند ، بلكه آن دو را شايستهء مقايسه با يكديگر هم نمى بيند .
مادهء جامد كجا ، حيات كجا ؟ و بالعكس اگر همين حيات را كه يك موجود انسانى پليد فقط در تخريب و كارهاى جنايت بار مورد بهره بردارى قرار مى دهد ، در اين صورت علت حقيقتى است والا و معلول پستترين نمود است كه به وجود مى آيد .
٣ - اگر اطلاق علت به خدا صحيح باشد و بتوانيم بانديشمندان مقيد به اصول كلاسيك قانون عليت اثبات كنيم كه آن اصول در بارهء خدا صدق نمى كند ، البته اين علت ( خدا ) از همهء معلولاتش ( جهان هستى ) عالىتر و با عظمتتر است .
و اين علو و عظمت از آن جهت ناشى نشده است كه جنبهء عليت به خود گرفته است بلكه اگر اين جنبه را هم نداشت و آفرينشى را هم به وجود نياورده بود باز از حيث علو و كمال قابل مقايسه با هيچ چيز نبود .