تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤ - تفسير ابيات
تفسير ابيات صاحب گاو گريبان فقير را كه گاو او را كشته بود ، گرفته براى احقاق حق خويش بنزد حضرت داود عليه السلام برد ، مى گفت : بيا ، اى ستمگر گيج و گول ، براى من دليل و حجت خنك ميار ، عقلت كو ؟ به خود بيا ، بينديش ، اصلا مى فهمى چه مى گويى ؟ دعا يعنى چه ؟ اى لوند ، مگر به سر و ريش من و خود مى خندى كه مى گويى : من بدرگاه حق دعاها كردهام ، خدا بمن گاوى رسانيده است ؟ فقير گفت : آرى من بدرگاه حق دعاها كردهام ، در لابه و زارى به بارگاه الهى خون دلها خوردهام . من يقين دارم كه دعاهايم مستجاب شده ، تو اى منكر « ادعونى استجب لكم » برو سرت را به سنگ بزن ، صاحب گاو فرياد زد : آهاى مسلمانان ، بياييد و ياوه و زور گويىهاى اين ملعون را ببينيد اى مرد فريبكار چقدر بىهوده گويى خواهى كرد . براى مباح بودن گاوم حجت قاطعانه بياور ، دعا يعنى چه ؟ اى مسلمانان ، مگر دعا مى تواند مال حلال مرا ملك ديگرى بكند ؟ اگر بنا بود دعا هم يكى از اسباب تملك بوده باشد ، هر كسى مى توانست همهء جهان را به وسيلهء دعا از راه غرض ورزى ببرد و مالك شود .
اگر دعا مى توانست مال ديگران را مملوك دعا كننده نمايد .
گدايان كور هم حشمت و مال به دست مى آوردند و فرمانروايى مى كردند . گدايان روز و شب در دعا و ثنا مى گويند : خدايا ، تو بما مال عطا كن ، اگر تو بما مال ندهى ، هيچ كس يقيناً بما چيزى نخواهد داد . اى باز كنندهء زنجير فقر و تنگدستى ، اين زنجير گرانبار را تو خودت باز كن . وسيله كسب نابينايان لابه و دعا است . با اين حال از عطاياى مردم جز قطعهاى از نان به دست نمى آورند ، مردم سخن صاحب گاو را تصديق نموده گفتند : اين دعا فروش خوى ستمگرى دارد . چطور امكان دارد كه دعا يكى از اسباب تمليك و تملك بوده باشد ؟ اين گونه