تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
نشده است . بالاترين رضاى دلى كه آدمى بتواند به آن برسد در اين است كه همهء سعى خود را بجاى آورد و كسى كه از نعمت همكارى در بناى كاخ دانش بهره داشته ، اجر و سعادت خود را هم در آگاهى از اين امر كه آن چه كاويدنى است كاويده خواهد يافت و هم در تقديس خاموشانهء آن چه به كنهش راه بتوان برد [١] سعادت و اجر دانشمند در اين نيست كه مالك حقيقت شود بلكه در نتايجى است كه از پژوهش خود به دست مى آورد . اين همان چيزى است كه روشن بينترين متفكران از پيش ، بسى پيش از لسينگ و كلام معروفش دريافته بودند . كمال مطلوب فيزيك دان شناسايى جهان خارجى حقيقى است با اين همه يگانه وسايل كاوش او يعنى اندازه گيريهايش هرگز در بارهء خود جهان حقيقى خبرى باو نمى آموزند . اندازه ها براى او چيزى جز پيامهايى كم و بيش نامطمئن نيستند ، يا به تعبير هلمهولتز جز علاماتى نيستند كه جهان حقيقى به او مخابره مى كند و سپس او به همان طريق كه زبان شناس مى كوشد تا سندى را كه از بقاياى تمدنى ناشناخته است بخواند ، در صدد نتيجه گيرى از آنها بر مى آيد . اگر زبان شناس بخواهد به نتيجهاى برسد ، بايد اين را چون اصلى بپذيرد كه سند مورد مطالعه معنايى در بر دارد .
همين طور فيزيك دان بايد اين فكر را مبدا بگيرد كه جهان حقيقى از قوانين پيروى مى كند كه به فهم ما در نمى آيند ، حتى اگر براى او لازم باشد از اين اميد دست بشويد كه آن قوانين را بوجه تام دريابد ، يا حتى ماهيت آن قوانين را با يقينى مطلق از همان اول معين كند .
فيزيك دان با اعتقاد به وجود چنين قوانينى ، دستگاهى از مفاهيم و قضايا براى خويش مى سازد و مى پردازد ، يعنى به تصوير هر چه بهتر از جهان فيزيك مى پردازد بطريقى كه اين تصوير چون به جاى جهان حقيقى گذاشته شود تا آن جا كه ممكن باشد همان پيامها را براى فيزيك دان مى فرستد . فيزيك دان در حدى كه به آن مى رسد ، بدون ترس از اين كه واقعيات مسلم حكم
[١] همان مأخذ ، ص ١٠٥ و ١٠٦ . .