تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٠ - تفسير ابيات
آنان اگر چه در موقع گفتگو با يكديگر قيافه مردانه به خود مى گيرد اما در جنگ و پيكار مانند زنان پرده نشيناند كه توانايى ورود در كار زار را ندارند پيامبر اكرم آن پيش تاز اسرار نهانى چنين فرموده است : كه دلاورى و ادعاى قهرمانىگرى پيش از ورود در پيكارها مفهومى ندارد .
اين اصلى است كه در جريان زندگى زندگانى ناخود آگاه هميشه مشاهده مى شود كه مستان ناهشيار در آن هنگام كه لاف جنگ مى زنند ، از شدّت حماسه و جوش و خروش - دهانشان كف مى آورند ، اما در موقع جوش و خروش جنگ و پيكار مانند كف ناپايدارى هستند كه با مشاهده مرز زندگى و مرگ تا نهان خانه خود فرار مى كنند . آرى -
((٤٠٠٦)) وقت ذكر غزو شمشيرش دراز وقت كر و فرّ تيغش چون پياز
((٤٠٠٧)) وقت انديشه دل او زخم جوى وقت ضرب مى گريزد كو بكوى
من همواره در باره آن مردم كه جوياى صفا و رشد روحى هستند و با اين حال در موقع ورود ضربه هاى روانى و تلخىهاى تعليم و ترتيب روحى فرار مى كنند در شگفتم :
براى عشق آدميان كه دعوايى است بس سترگ ، گواهى راستين نيازمند است اين گواه چيزى جز تحمل ناگوارىها و شدايد و ضربه هاى قابل محاسبه و غير قابل محاسبه نيست .
در آن هنگام كه قاضى دادگر عشق از تو مطالبهء شهود كند ، از اين مطالبهء قاضى ، ناراحت مباش و اگر شاهد تو در راه اثبات عشق مار شرنگ زاى دردها و ناگوارىها باشد ، بوسه بر لبانش ده ، زيرا اين همان مارى است كه روى گنج وجود تو خوابيده است .
بوسهء شيرين بر لبان حوادث زهر آگين جهان طبيعت را جفا و ستم مپندار زيرا شدايد و ناملايمات زندگى با خود تو كارى بلكه با آن اوصاف پليد و زنجيرهاى