تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٤ - ٦ - تا دوم بار زاييده نشويد نمى توانيد معناى عليت را كاملًا بفهميد
در پرتو اصل عليت حتى در مورد موجود فوق عقلى كه لاپلاس فرض كرده نيز صادق است .
در عين حال كه موجود فوق عقل قابليت آن را دارد كه ساختمان عليت را حتى در كارهاى فوق العادهء نوابغ ترسيم كند و نشان دهد . همين فوق عقل از مطالعه در من خود در همان زمان كه مشغول مشاهده فعاليت من فنا پذير است ، سرباز خواهد زد ، اين جا جايى است كه آزادى انسان وارد مى شود و بدون اين كه حق هيچ رقيبى را غصب كند مستقر مى گردد . هنگامى كه به اين ترتيب آزاد شديم ، مختار هستيم كه در كشور اسرار آميز وجود درونى خويش هر زمينهء معجزه آسايى را طرح كنيم و لو اين كه دقيقترين دانشمند جهان و نيرومندترين طرفدار جبر عليتى بوده باشيم . » [١] نوع سوم - فراتر رفتن من انسانى و مشرف شدن به زير بناهاى رويدادهاى انسانى و جهانى است ، در اين فراتر رفتن ، تمام طنابها و ريسمانهايى كه رويدادها را به عنوان هيولى يا مادهء مطلق و قوانين ضرورى طبيعى و انسانى بهم مى پيوندد ، كم كم از افق روح ناپديد مى گردد و جريان حوادث در دو قلمرو انسان و جهان مانند انديشه ها و تصوراتى كه در ميان ذهن بدون احتياج به طناب هيولى و عليت در جريان است نمودار مى گردد .
امكان وصول من انسانى به اين عظمت ، واقعيت جهان و ماده و عليت جاريه در آن را به هيچ وجه انكار نمى كند . بلكه موقعيت من به جهت عظمتى كه به دست آورده است . جهان را در حال جريان مستمر مانند جريان فوتونهاى الكتريسيته در مى يابد .
مولوى اين موقعيت من را به انسانها آرزو كرده و مى گويد :
ديدهاى خواهم سبب سوراخ كن تا سبب را بر كند از بيخ و بن
٦ - تا دوم بار زاييده نشويد نمى توانيد معناى عليت را كاملًا بفهميد
شمس باشد بر سببها مطلع هم ازو حبل سببها منقطع [٢]
[١] علم به كجا مى رود ، ص ٢٢٩ . .
[٢] دفتر دوم ، ص ٩٦ بيت ٢٧ . .