تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٩ - اگر شايستگى درك را به دست بياوريم سنگ و كلوخ جامد در زير پاى ما ناطقان زبر دستى خواهند بود كه احتياج ما را بر طرف كنند
بيضى شكل است ، مى توان از هر طرفش به سوى ديگر مسافرت كرد ، بدون استثناء بسيارى از مردم در اين دنياى وسيع در برابر مشكلات اين طور زندگى مى كنند .
فكر مى كنند كه همه چيز را مى دانند ، اما مانند كوران ساده ترين مسئله را كه هر ساعت هزار بار از جلو چشمانشان مى گذرد تشخيص نمى دهند » [١] آرى گاهى سخنى كه حقيقت عظمايى را در بر دارد مانند همان تخم مرغ است كه جلو ديده گان به گوش هر شخصى مى رسد ، اما همه كس نمى تواند آن سخن را با محتوايش دريابد . ولى با اين حال بايد گفت و نبايد امتناع كرد .
دل گفت مرا علم لدنّى هوس است تعليمم كن اگر تو را دسترس است گفتم كه الف ، گفت دگر هيچ مگوى در خانه اگر كس است يك حرف بس است
((٣٢٠٣)) مستحقّ شرح را سنگ و كلوخ ناطقى گردد مشرّح با رسوخ
((٣٢٠٤)) اين نياز مريمى بوده است و درد كه چنان طفلى سخن آغاز كرد
اگر شايستگى درك را به دست بياوريم سنگ و كلوخ جامد در زير پاى ما ناطقان زبر دستى خواهند بود كه احتياج ما را بر طرف كنند اگر كسى چنين گمان و انتظارى داشته باشد كه تمام خواسته هاى بشرى دقيق و روشن و مفصل و مشروح قابل بيان مى باشد . و همچنين چنين انتظار و گمانى هم داشته باشد كه پاسخهاى بشرى را به همان خواسته ها ، به طور دقيق و روشن و مفصل و مشروح از جيبش در مى آورد و بعدا براى اين كه انسانهاى نازنين خيلى بزحمت نيفتند قلم و كاغذى تهيه مى كند و با خط خوانا مى نويسد و در اختيار آنان مى گذارد
[١] نبرد من ، هيتلر ، فصل دهم ، ص ١٧٧ و ١٧٨ . .